فرار کرده ام از تو
به حکم وجدانم
شکسته قلب صبورت
بدان که میدانم!

نگفته بودی از اول
چه ارزو داری
کنون نمی شودم باور
انچه میخوانم

بگو بگو که دورغ ست
عاشقم باشی
به غیر تو . همه شاید!
من از تــــو ! !! می مانم!!!

تو و غرور تو و
اشک حسرت و خواهش ؟!
نه . خواب دیده ام این را
محال میدانم!

بخوان حدیث غمم را
به حـزن اوایت
تورا قسم به صدایت
نگو که می مانم




ــــــــــــــــــــــــــ


همین الان تایپش کردم! به مرور تکمیلش میکنم....
راستی شعر مرا میخوانی؟

 

/ 0 نظر / 4 بازدید