L'horizon imprenable





چارشنبه سوری یادته؟ گفتم بیا قیامته!
گفتی که دیر نشه یه وقت!!!!؟ گفتم : کی فکره ساعته؟؟
رفتیم تو کوچه های شهر .. آتیش سوزوندیم ! داد زدیم !
دنیارو دادن بهمون ! ما ام تریپه شاد زدیم...
چشمای تو .. چشمای من .. پریدیم از آتیش و دود
گرمی قلبم از تو و آتیش چشمای تو بود
سرخی گونه های تو زردی این خاطره ها
جرقه ی اسم تو باز آتیشی میکنه به پا
چارشنبه سوری می یادو باز تورو یادم می یاره
اسم تو اون اسمیه که دلم پیشش کم می یاره ......




نوشته شده در سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۸٤ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh