L'horizon imprenable

شعر کوه در آلبوم ١۴ کامل اجرا شده ... البته به جز یک واژه که به ممیزی خورد..

 

من این پایین نشستم سرد و بی روح

تو داری میرسی به قله ی کوه

داری هر لحظه از من دور میشی

ازم دل میکنی.. مجبور میشی

تا مه راه و نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ ِ مُرده از رنگین کمونم

من این پایین نمیتونم بمونم

خودم گفتم که تلخه روزگارت

منو بیرون بریز از کوله بارت

دلم می مرُد و راه ِ بغض و سد کرد

به خاطر ِخودت ! دستات و رد کرد

برو بالاتر از اینی که هستی

تو بغض ِ هر دو تامونو شکستی

با چشم ِ تر اگه تو مه بشینی

کسی شاید شبیه من ببینی

منم اونکه تو رو داده به مهتاب

کسی که روتو میپوشونه تو خواب

کسی که واسه آغوش ِ * تو کم نیست

میخوام یادم بره.. دست ِ خودم نیست

تا مه راه و نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ ِ مُرده از رنگین کمونم

من این پایین نمیتونم بمونم..

 

________

* من اینجا نوشته ام "آغوش".. ننوشته ام کسی که واسه "دنیای" تو کم نیست.. اما سارا برزویی مثل من یاغی و یکدنده نیست.. منطقی می پذیرد.. خط میزند، مینویسد دنیا ..و همان روز دستمزدش را میگیرد و فراموش میکند.. اینکه نقطه چین باشد یا سارا یا هر اسمی.. اصلا برایش فرقی ندارد.. فقط دلش میخواهد من بنویسم.. اگر کاغذ را مچاله کنم و بگویم "آغوش" را عوض نمیکنم واصلا دیگر نمی نویسم.....لحظه ای بعد.. از آن گوشه ی همیشه خط خورده ی روح من بیدار میشود.. قلمم را برمیدارد واژه را خط میزند و یک معادل با بار عاطفی خنثی مثل "دنیا" پیدا میکند و کار را تحویل میدهد و روسری اش را میکشد جلو و آن چند تار مویی را هم که پیداست میپوشاند..

نوشته شده در دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh