L'horizon imprenable

نمیدونم چرا هر جا رسیدم

تو قبل از من از اونجا رفته بودی

تو دوسم داشتی همیشه از دور

ولی چیزی به من نگفته بودی

 

شلوغه دورم اما بی تو دنیام

دوباره ساکت و دلگیر میشه

نمی دونم چرا قطار میره 

همیشه واسه گفتن دیر میشه

 

______

از ترانه های قدیمی اجرا شده

 

 

___________________________________

پاسخم داد : صبر کن تا اندکی نزدیکتر آیند.. پس به نام عشقی که به جلو می راندشان

آنان را فرا خوان ! بی شک به نزدت می آیند....

..

چون دو کبوترانی دلداده .. با بالهایی گسترده

که با عشقی شور انگیز در هوا به نقطه ای معین پرکشند،

و سوی آشیانه  محبوبشان پرواز کنند

آنان نیز آنگونه از میان گروهی که دیدٌن در بینشان بود

خارج شدند وز میان هوای ناپاک و بد گذشتند

آری .. چنین بود قدرت آوای محبت آمیز من ....

 

_____

_ ترجمه : ف.م

_ ناتانائیل جان!

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh