L'horizon imprenable

نشسته ام در یک نیمکره ی شیشه ای.. نفسم را نگه داشته ام .. چون این نیمکره بلور تا نزدیکیهای سقف پر از آب است..  آن بالا به اندازه ی یک حباب هوا هست که برای روز مبادا نگه داشتمش.. فعلا گوشه ای نشسته ام و حرف نمیزنم که غرق بشوم!‌ گهگاهی این نیمکره  _ که برایم به اندازه ی سیاره ی شازده کوچولو عزیز است و از آن غروب که نه ولی آدمهای منطقی بیرون را تماشا میکنم _ انگار از ارتفاعی می افتد.. یا کسی عمدا محکم تکانش میدهد و با اینکار دانه های برف و اکلیل که ته نشین شده اند در آب به گردش در میآیند و رقص کنان دوباره ته نشین میشوند.. چقدر زود ته نشین میشوند..

به اندازه ی عمر لبخندی کوتاه می پاید..

 

این گوشه ی انزوای من است.. یک نیمکره ی شیشه ای .. با اکلیل و برفهای ته نشین شده.. چند کتاب و یک گوشی که در محفظه ی فلزی ! نگهش میدارم تا در دسترس نباشد! چرا خاموشش نمیکنم ؟ خب منصفانه نیست که  امید را به کلی دریغ کنی! اینجا یک غول چراغ جادو دارم.. اسمش ضمیر روشن و قانون جاذبه و این حرفها نیست.. اسمش غول چراغ جادوست.. گاهی به یک چشم بهم زدن خواسته ای را برآورده میکند.. قبل از اینکه اسمش حتی خواسته باشد.. تبلیغ عطری را برای اولین بار میبینی و ابرو بالا می اندازی.. یک هفته بعد میان سوغاتیهایت تحویل میگیری..  فر یک ساز ارزشمند را بررسی میکنی و لبخند میزنی .. دو روز بعد با همان فر از آسمان می افتد.. اسم جایی را میشنوی و خوشت می آید ..فردای آن روز چمدانت را برایت میبندد........ قراردادش ٣ مرتبه نیست.. مادام العمر است..همه چیز... همه چیز به جز خواسته ای که به زبان آورده باشی. . . 

وقتی در آب نشسته باشی صداها را عجیب میشنوی.. برای همین است که نمیفهمیشان.. یا تصمیم میگیری چیزی نشنوی..  وقتی توی این نیمکره نشسته باشی آدمهای منطقی آن بیرون وقتی صورتشان را نزدیک می آورند تا تماشایت کنند حقیقتا بدشکل میشوند.. پیشانی های بلند.. بینیهای آویزان و کله های تخم مرغی که به نظر خیلی بزرگ می آیند .. از همه بدتر نگاههایشان که سکوت دنیای تورا بو میکشد..

 

مشتم را باز میکنم تکه های ریز برف و اکلیل را بگیرم و بخوانمشان .. اولی اردیبهشت بیست و پنج سالگی.. دومی یک خبر عجیب .. سومی پیامی که فراموشش میکنم و چهارمی یک هدیه ی بزرگ و آخرین تکه هم ..

 

آخ ! میشود دوباره شیشه را تکان دهی ! زندگی ته نشین شد... :)

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh