L'horizon imprenable

از دلایل فلسفی ناپدید شدن پست خوشبختی که بگذریم!!

احتمالا زمان حذف پیش نویسها این پست

 رو هم به اشتباه حذف کردم..

خوشبختانه این بار فایل ورد رو داشتم که اگر

سطرها باز بهم ریخت از ابتدا تایپ نکنم..  

از دقت شما ممنونم مهسای عزیز.. :)

_______

میخواستم بــِت بگم چقد پریشونم ...

دیدم خودخواهیه !

دیدم نمیتونم !

 

تحمل میکنم بی تو به هر سختی ...

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی...

 

 

به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری.. از چشمات معلومه !

یکی اونجاست.. شبیه من.. یه دیوونه!.. که بیشتر از خودم قَــَدرتو می دونه

چیکار کردی ؟ که با قلبم.. به خاطر ِ تو بی رحمم !!!؟

تو می خندی ..

چه شیرینه ! : گذشتـن

تازه می فهمم..*

 

 

تو رو میخوام .. تموم ِ زندگیم اینه

دارم میرم .. ته دیوونگیم اینه !

 

نمی رسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای من

 

 

چیکار کردی ؟ که با قلبم.. به خاطر ِ تو بی رحمم !!!؟

تو می خندی ..

چه شیرینه ! : گذشتـن

تازه می فهمم.. تازه می فهمم

_

ملودی   : آقای مهرداد نصرتی

اجرا و تنظیم  : آقای احسان خواجه امیری

 

_

سالهاست که از چشمان تو دیوانه وار

ترانه ساخته ام تا شاید دنیا در این

زمانه ی دلگیر، یک شاهد .. یک دلیل

برای نا امید نشدن از "عاشقانه ها" داشته باشد ..

 

 

_______________

___

* ترجیع بند بر اساس ملودی ست..

_ سطرهای این پست بهم می ریزند..حذف میشوند..

متواری می شوند! و من با حفظ خونسردی

هر بار از ابتدا تایپ می کنم..

و از این کدهای موذی سر در نمی آورم ..

 

_ همیشه امید داشته ام که مردم با وجود ذائقه ی

شنیداری دستکاری شده شان همچنان ترانه

متعهد را از ترانه ی سخیف تمییز میدهند..

همین مردمی که شاید ترجیح دهند در تصورات

 معصومانه شان اشعار را منسوب به خود

 خواننده بدانند (سرریز عواطف و افکار شخص

او) و بی اهمیت ترین فاکتور یک اثر شنیداری در

نظرشان ، شناسنامه ی کار است .......

حافظه ی همین مردم با گذشت زمان بهترین

قضاوت را درباره ی کارهای ماندگار دارد..

بین ترانه سراها و مردم همیشه فاصله ای هست..

دیواری از انزوا که اگرچه جزئی از خاطرات

عاشقانه شان شده باشیم ، آنها را با ما بیگانه

 میکند. من دوست دارم منزوی باشم .. اما بیگانه نه..

 

_ عذرخواهی تکراری بابت ایمیلها..

_ آقای عرشیا از پست اخیر وجانبداری شما بسیار

سپاسگزارم.. بسیار دلگرم کننده ست که

حس کنی میان دیوارها و مردگان محصور نشده ای

 و هنوز همراهان با محبتی داری، که تو را مثل آینه میفهمند

 هر چند همانطور که گفتم با طرح قضیه به

صورت یک اعتراض موافق نیستم.. اساسا با

 مطرح کردن این مطلب موافق نیستم..

انگار در این مدت به سکوت خو گرفته ام..

فعلا فقط نگاه میکنم . . .

 _  در پاسخ به دوستانی که پرسیده بودند ...همانطور که اشاره کردم  دنیای وارونه هنوز منتشر نشده..  

وب سایت آقای مدرس هم :

 http://www.saeedmodarres.ir/

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh