L'horizon imprenable

 یک نفس ای پیک سحری ..

 از سر کویش کن گذری

گو که ز هجرش به فغانم .. به فغانم .. به فغانم !!

 

 

همانطور که گفتم برای ارشد خواندم اما شرکت

 نکردم به دلایل کاملا غیر موجه! ولی انصافا

قصدش را داشتم.. سال گذشته در چنین روز

 عزیزی!! یکی از دوستانم که دانشجوی پزشکی

ست و آنقدر راجع به همه چیز آگاهی و مطالعه

دارد که همیشه در حد مرگ به او غبطه خورده ام !

با من اتمام حجت کرد که اگر بازهم

امسال کنکور شرکت نکردم باید برای تنبیه !

با نظارت بی گذشت ایشان در  یک پیاده روی

 شلوغ ویلن بزنم! البته از آنجا که هیچ تهدیدی

برای من تهدید نیست اینهم افاقه نکرد ظاهرا!

 این دلیل نمیشود که از فردا هر ویلنیست نحیفی

 دیدید که ریش و سبیلش به نظر قلابی آمد اقدام

به کشیدن گریمش کنید!

فعلا یک آکاردئون نواز هم داریم! اگر شاپو جهت

جمع آوری سکه خدمتتان هست به ما بپیوندید!

                               :( سبز

____

برای عنوان جدید هیچ توضیح خاصی ندارم..

فقط این ایده ی افق را همانطور که در پستهای پیشین

نوشته بودم دوست داشتم . شما هم اگر احیانا با آن کنار

نیامدید به بزرگواری خودتان ببخشید. اگر ترجمه نشد

هم تنها به این دلیل بود که نمیخواستم این وبلاگ با اسامی

 مختلف ( با خود عنوان یا ترجمه اش یا اسم من یا هنوز

همان چشمهای نادیده..و اسامی دیگر..) لینک شود.. چقدر

دوستان پیگیر مهربانی دارم .. حالا که به نظرتان "یه

جورایی"!! ست میتوانید با همان اسم خودم لینک کنید.

خب از عنوان قبلی خسته شده بودم

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh