L'horizon imprenable

 

 

من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم
همیشه در گریز و در گزارم
نمی مانم به یکجا بیقرارم

سفر یعنی منو گستاخی من
همیشه رفتن و هرگز نماندن
هزاران ساحل و نادیده دیدن
به پرسشهای بی پاسخ رسیدن

من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
رهاتر از رهایی حصار بی حصارم

ساحل حصار من نیست
پایان کار من نیست
همدرد و یار من نیست
کسی که یار من نیست
در انتظار من نیست

صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون میایم خموشم

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست
اگر خاموش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست ..

من با اینکار دیونه میشدم !‌

________

 

مرا شناختی تو اگر . . .

مرا به دنیا بنویس . .

همیشه تنها بنویس . .  

 

آقای اردلان سرفراز عزیز ، کی با یه جمله اینهمه

میتونه داغونم کنه ..

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh