L'horizon imprenable



یه جا خوندم (عاشق واقعی تو روزی به سراغت میاد که اصلا انتظار دیدنش رو نداری...)

به خودم گفتم پس معلوم شد ایراد از کجاست!تقصیر منه که هر روز منتظرم!!

بعدشم نشستم این شعرو گفتم:

چشم بر راه تو دیگر نیستم
شعله ات را در دلم خاموش کن
شعرهایم با تو رنگ غم گرفت
گوش کن اوای غم را گوش کن



ولی دروغ گفتم چون هنوزم چشم به رام
چشم به راه اون روزی که دیگه منتظرش نباشم

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh