L'horizon imprenable

گفته بودم ؟ همه ی فامیل میدونن پسر عموم وقتی بچه بود شبا به این شرط

 میخوابید :  (( قصه ی مونا رو برام بگو ! ))

البته من خودم هیچوقت این قصه رو نشنیدم! اما از روی تعصبی که روی این قضیه

داشت حدس میزنم مونای اون قصه تصویری کم ابهت تر از ژاندارک نداشته ! !

 

چون من از همه بزرگتر بودم سر دسته ی اشرار میشدم! شاید بعدا یه عکس از لشکر

پنج نفرمون گذاشتم چون خیلی خنده داره ! یادمه قرار گذاشتیم بعدها  فضانورد

 بشیم! اونا رو نمیدونم ولی من به آرزوم رسیدم! ! !

 

 ــــــــــــــــــــ

 نمیدونم حالم خوبه یا نه!

نوشته شده در یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh