L'horizon imprenable

از میون سطرها حرفهایی رو بخون که هرگز نمینویسم.. 

 من و جاده های سرد ، من و این برگای زرد

رفت و توی چشم ناباور من نگا نکرد

چی برام مونده ازش! یه یادگاری و یه اسم

مژه های اون غریبه شبمو کرده طلسم

اومد و واسه نفس کشیدنم بهونه شد

رفت و توی جاده ها کولی بی نشونه شد

                     دل من گرمی شونه هامو هدیه کرده بود

                     به غریبه ای که گریه کردن و بلد نبود...

 

 

 

ــــــــــــــ

بعضی کارها بعد از پنج سال منتشر میشن ، مثل جاده های سرد که بخشی از یک ترانه ی قدیمیم هست.

آقای سعید مدرس ساختنش. کلیپش رو شاید دیده باشید. بود و نبود قافیه نیست.

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh