L'horizon imprenable



چقدر دوری ! از جاده هایی که مرا به اینده می برند...
و ترن هایی که مرا از گذشته می کوچانند

این چند پله ی اخر را
بدو!
که دستهایم منتظرند....


خدا کند روزی که باورت خواهم کرد
تو در کنارم باشی
انچنان بی پروا، که از عریانی کلامت به خود بلرزم
انچنان گرم ، که از تب نفسهایت بسوزم
و انچنان نزدیک که از نوازش پلک هایت بمیرم


مرگ در اغوش پرعطش تو
مثل خواب در دریاست
می خواهم باورت کنم
بیا
ای محال نزدیک من
بیا

..............






@};-

نوشته شده در جمعه ٥ تیر ۱۳۸۳ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh