L'horizon imprenable

به درخواست یکی از دوستان.یه ترانه ی قدیمی ..


دیر آرزو کردم تو رو .. دستای تو تنها نبود!
دنیا زیادی خوب شد! تردید من بیجا نبود

ــ
پرواز می کردم ولی راه رسیدن بسته بود
خوردم به سقف آسمون .. دنیا به شب پیوسته بود

ــ

اونکه تو رو داره عجب خوشبخت و رویایی شده!
حتما قشنگه ! عاشقه! با تو تماشایی شده!

ــ
اما چرا حتی یه بار همرقص و همراهت نبود!؟
موهای رو شقیقه هات خاکستری شده چه زود!*

ـ
چشمات هزارو یک شبه اما پر از افسانه نیست!
رو گونه هات عطر خوش نوازشی زنانه نیست

ـ
مرداب چشمای منو بازم پراز گل میکنی!
دیدم که تنهایی ته دردو تحمل میکنی!

ـ
بین منو تو فاصله ست اما فقط یک صندلی
موهامو وا کردم یه شب زخماتو می بندم ولی...

ـ
دور پرستوهای اشک قفس نمی کشم چرا؟
منو بغل کن و ببین!!!! نفس نمی کشم چرا!!؟

ــــــ

ـــــ

ــــــ
* (در ترانه )مفهوم رو به خاطر وزن سر نمی برم..

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh