L'horizon imprenable


مروارید میگه با توئه! ولی تو سکوت کن!
میگم : اخه اگه با منه باید ازش تشکرم کنم!!!!باید از کارش تعریف کنم

میگه اگه بعد از اون خداحافظی جوابشو بدی یعنی با دست پس زدی با پا پیش کشیدی!






چشمامو می بندم........گوشامم میگیرم.......دیگه حرفم نمی زنم......


من اذیتش کردم؟؟؟؟؟فقط می خواستم با احساساتش بازی نکنم! نمیخواستم منو باور کنه!......وقتی راحت رفتی به شهر شعر یه نفر به خوابشم میری.......به قلبشم ....


من میخواستم شروع نشده تمومش کنم ...فقط به خاطر خودش.....
عمدا رنجوندمش.....که راحتتر فراموش کنه
بذار از من بیزار بشه......



ای دل ببین که زیر پاهاشون شکستی!
بازم تحمل کردی و چشماتو بستی
پرهاتو بخشیدی به ادمهای بی دل
حالا همه رفتن تک و تنها نشستی...

نوشته شده در دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۳ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh