L'horizon imprenable


گاهی اوقات کوچکترین مسائل باعث دلخوری و رنجش خاطر میشن ..... اینجور مواقع من سعی میکنم هذیونامو بنویسم.........



تا حالا کسی رو دیدین که عاشق یه عکس بشه!؟ (البته عاشق صاحب عکس !)

در واقع عاشق یه ژست ، عاشق یه نگاه ، عاشق یه لحظه
یعنی عشق به اندازه ی یه نفس! البته اگه اسمش عشق باشه!!!!!!!


تازه تو هزار جور ژست بلدی بگیری !! اومدیم و طرف از اونجا پاشد اومد وسر گرفت....اگه بعدها فهمید که از بقیه ی ژستات خوشش نمی یاد ....... اونوقت چی ....؟

همه ی اینا به کنار، خودت چی میشی؟ دل خودت ؟؟! تو که روحتم خبر نداشت!


اینجوری انگار که یه نفر از پشت ویترین بهت نگاه کرده باشه .......
انگار که عکستو تو یه ژورنال دیده و سفارش داده....
انگار فقط به اندازه ی یه جرعه تشنه ست!

یعنی همه ی فصلای خوندنیتو بی تفاوت ورق زده.... خواسته بهت بگه اول و اخر توام مثله بقیه ی مرغایی که باید سرشونو برید! پس زیادی بال بال نزن ...... شلوغ نکن ....
...


این میشه که مجبور میشی بگی انتن نمی ده و قطع کنی!
بعدشم دیگه در دسترس نباشی.......






ما گمشده در قعر دو دنیای جداییم
هر چند که در عالم خود نیز غریبیم
در چشم من و تو رخ مهتاب یکی نیست
این گونه بیندیشیم و خود را نفریبیم



................................................................................................................

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۳ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh