L'horizon imprenable

من به تو مشکوکم ! چرا انقد سردی !؟

پشت بغض تلخت چیو پنهون کردی؟...

 

چند سال پیش یکی دو تا ترانه دست آقای شادمهر عقیلی داشتم..

بهم گفته بودن ((شبح)) رو با چند تا ترانه ی دیگه میکس کردن....(اشک من هم تلفیق دو ترانه بود.. ) و ....

این ترانه ی شبح بود:

 

شیشه ی عطر تو افتاد و شکست

بین ما همیشه یه غریبه هست

حالا که دنیامو کردی زیرو رو

کی تورو ازم گرفت ؟!... بهم بگو!

..

مث سایه .. مث دیوار .. مث زنجیر .. مث آوار

یه نفر هست !! آره انگار !

یه شبح..  یه چهره ی تار..

..

نمی خواد من و تو ما شیم

نمیخواد تو قصه باشیم

سر راه ما نشسته .. یه دو راهی.. که جدا شیم

..

اونکه نامه هامو دستت نرسوند

شیشه ی عطرتو انداخت و شکوند

به تو گفت سر قرارمون نیای

منو تا ابد توی جاده نشوند..

..

شیشه ی عطر تو افتاد و شکست

بین ما همیشه یه غریبه هست

.

.

.

الان چی میخواستم بگم؟!؟ 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh