L'horizon imprenable

 

.

.

باید یه نفر باشه این همه ورق و از رو زمین جمع کنه! همش که چرک نویس نیست! بعضیاش یه تیکه از زندگیمه! یه لحظه که ثبتش کردم که گم نشه.. نمیدونم ازچوب چه درختی ورق میسازن! اتاقم بوی یه جنگل دور گرفته..

نمیدونم اون شب که حرف می زدیم صدام می لرزید یا نه! هوا خیلی تاریک بود یا تو تیره بودی!نمیدونم دنباله ی گوشواره هامو از گوشه ی باز شالم دیدی یا نه! من ته چشمای تو رو ندیدم.. چون به خودم گفته بودم " نباید پشیمون شم! این آخرین دیداره !" گوشیمو خاک کردم!

 

صدای جیلینگ جیلینگ النگو می یاد... یعنی من دارم از میون جنگل می گذرم!! میدونی شاعرا بعد از مرگشون پرنده میشن؟

.

.

.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

آهنگ گل نیلوفر رو (یکی از ترانه های قدیمیه) دانلود کردم ولی تا اونجا که یادمه اینکار تنظیم نشده بود و.....

 

 

بگذریم....

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٦ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh