L'horizon imprenable

 

 

فواره های کوتاه و پررنگ سبز

روش گلای بنفش

تو هر کدوم یه زنبور

دورش سه تار قرمز

سه تار زرد

طوری که زعفرونارو لگد نکنم میدوئیدم !

دیر پا شدم ! زعفرون و باید قبل از آفتاب چید

تا زنبورا نیومدن!

چه بچه ی زشت بی دندونی ام!

همه جا تو عکسا چند تا علف رنگ و وارنگ گرفتم دستم

که بهشون می گفتم گل!

باغ بالاشون توت فرنگی و گردو داشت

با گلای کوکب زرشکی

شرط میبندم نمیتونی مث من گردو بشکنی!

باغ پایین گیلاس و سیب

با گلای رز درشتی که وقتی هر کدوم و میخواستی بو کنی همه ی صورتتو می پوشوند!

از اون رزا که تو هیچ گل فروشی پیدا نمیشه! با یه عطر غریب!

نزدیک چاه گلای وحشی صورتی در می یومد

گفته بودن اونجا نریم ولی من میرفتم!

یه بچه ی کم حرف لجباز زشت! که مصمم بود از اون علفای صورتی تو دست گلش داشته باشه

حتی به قیمت افتادن تو چاه! از اون سگ بزرگم(سبو) نمی ترسید!

تو حیاط درختا تو این فصل سال دونه های ریز سفید شبیه پنبه میریختن سرت!

یه بهشت واقعی بود ..

میتونم یه کتاب از قشنگیاش بنویسم!

کاش بر می گشتم.....

من خسته م.......

خسته م..................................

 

 

باز پیدایش نکردی بی گمان!

گوش کن! دارد به تو می خندد او

از صدای خنده اش پیداش کن

یا صدای آن النگوهای او!

یک بغل گلهای وحشی چیده ست

عطر گلها در هوا آمیخته

دستهایش کوچکند و گاه گاه

چند شاخه توی راهش ریخته

رد ِ گلها را بگیر.. او را بیاب

قبل از آنکه .............

 

 

 

 

 

___________________________________________________________________

توقع ندارم کسی واسه هذینانم کامنت بذاره! پس تورو خدا به دردسر نیوفتید! وقتی کامنتهای اغراق آمیز میخونم دلگیر میشم..

ولی مجبورم نظرات و باز کنم که کسانی که معتقدن وبلاگ قشنگی دارم و در ادامه به روز هستن با 8تا غزل ، 5تا ترانه، دو خاطره ،یک جوک! برای اطلاع رسانی مجبور نشن ایمیل بفرستن !

 

 داره بارون می یاد! خدارو شکر !

نوشته شده در شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh