L'horizon imprenable




" او[بزهكار] از درون اين چشم چنين مي گويد : (( من ِ من چيزي ست كه بر او چيره مي بايد شد، من ِ من مرا ننگِ بزرگ بشراست. )) .... اين دم كه او بر خويش داوري كرد، والاترين دم او بود. مگذاريد كه مردِ بلند گشته به افكندگي ِ خويش بازگردد. " *



امروز كانال پنج سه تا بزهكار رو از باندي به نام طوفان! نشون مي داد.. كه به زحمت راه ميرفتن احتمالا به خاطر زخم شلاق .. رو سرشون كلاه بوقي مسخره اي بود و براي تنبيه دور تا دور شهر ميگردوندنشون... مشخص بود از اينكار چه رنجي مي برن .. دلم براي چند تا بزهكار سوخت؟؟؟

ــ چقدر سرقت كرديد؟
ــ حدود سيصد هزار تومن..
ــ چرا ؟
ــ بدبختي.....



به خاطرتحقير چند زورگير متاسف شدم؟ به خاطر اجراي عدالت ؟
راستي امثال شهرام جزايري و رفيق دزدها چند دور، در خيابانهاي ايران گردونده شدند؟



_________________________________________

* نيچه

نوشته شده در جمعه ۱٠ آذر ۱۳۸٥ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh