L'horizon imprenable


نه خزون ، نه بهار
انگاری روزگار!
تو رو از دل من میرنجوند

اینکه تو هر قدم
میگذشتی ازم
قلبمو می لرزوند

آخرین لحظه ها
یاد تو از پاهام قدرت رفتن و میگیره
زندگی جاریه بی حضورت ولی
شکل یه راه تیره







نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٥ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh