L'horizon imprenable





...



نفرین به جغدِ شومِ شک
این زخم این تو این نمک!
نفرین به گوشِ ساده لوح
نفرین به قلبِ پرترک

رحمی نکردی ! این منم!
بتی که می لرزه تنم
از طعنه هات تبر بساز
دیگه نمیخوام بشکنم.........




















تنها برای لحظاتی که سکوت کرده ام تاسف نمیخورم.. و ببین که چه زندگی تاسف باری داشته ام ! گاهی فکر میکنم لذت تنهایی را نچشیده اند که مرا از خودم دور میکنند.. این سکوت را کسی برهم نخواهد زد.. من آرامتر از سنگ خواهم ماند ، سختتر از تگرگ میزنم ، سردتر از قبل میگذرم و پیشتر از گل یخ خواهم رسید.
به دلم افتاده هیچ اتفاقی نمی افتد .. مینویسم و مینویسم و (( می خونم از چشمای تو حتی اگه تو نشنوی!)) و تو شاهد باش .. که بعد از سالها پرواز روزی روی قله ای مینشینم..
تک و تنها... و آرام خواهم گرفت. و تا کاری جاودانه نکرده ام به مرگ سلام نخواهم کرد..



نوشته شده در جمعه ۱٠ شهریور ۱۳۸٥ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh