L'horizon imprenable

عکسم مچاله شد
در دستهای تو
دور از نگاه من
حتما مچاله را باز میکنی
امشب بدون من پرواز میکنی
پرواز بی شماره و
مقصد به ناکجا
گفتی : بیا به بدرقه اما جلو نیا
حرفی نزن که دلم قهر میکند...
من آمدم کنار حقایق نشسته ام......
چیزی نگفته ام
من عهد بسته ام!


رد میشوی و دوباره بوق میزند
دستان مضحکی که تو را لمس میکنند
ـــ این چیست ؟ در بیار!
ـــ قلبی ست رنگ خاک ! ارزانی شما.....


قلبت کنار صندلی و چشمت به نیمه راه
با اشک و وان یکاد
من پشت شیشه ها
پرواز میکنی....







نوشته شده در یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٥ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh