L'horizon imprenable

 

 آرزوی شخصی ندارم تا ..

             شهر ِمن  فقیر و غمگین است

 حق ندارم نا امید بشوم ! فرقِ من با گذشته ام این است 

قول میگیرم از تو با قهرت زخم ِ هیچکس را عمیق نکنی 

سال نو می شود به شرطی که 

                               خنده ات را دریغ نکنی :) 

 

 

 

خوشحالم که این وبلاگ کوچک هنوز مخاطبانی دارد

سال نود و یک برایم به سختی گذشت و همین ارزشمندش میکند.. احساس ماری را داشتم که به طور طبیعی پوست اندازی نکرده باشد و مجبور شود خودش با مشقت پوست کهنه را بدرد.. من خودم را از خودم کندم

 این من ِ جدید بسیار شکننده است ..هنوز هم پخته نیست اما انقدرها خام هم نیست

 

یاد گرفتم باید در زندگی زمین بخوری تا بفهمی چه چیز تعادلت را بر هم ریخته تا هنگام بلند شدن آنرا از خودت باز کنی.. و فرصت برای خوابیدن در خاکی که بر آن افتاده ای زیاد نیست... باید ادامه داد.. چون زمان نمی ایستد تا تو خوب ِ خوب شوی و آمادگی پیدا کنی .. هر لحظه درشکه ای .. گاری ... قطاری از این مسیر میگذرد و تو خودت را باید به موقع از وسط راه جمع کنی!!

 

مثل کسی که به زخم جراحتش که التیام یافته نگاه میکند .. در آینه مینگرم و دردی را به خاطر نمی آورم اما درسی را چرا ...

امروز روز بیست و نهم اسفند نود و یک.. در خودم آرامشی را احساس میکنم.. که اگرچه نمی دانم چقدر خواهد پایید ... اما میدانم اگر از دست رفت دوباره میشود ساختش...

برای مردمم سالی پر باران و آرامش و سلامتی آرزو دارم :)

 

 

 

 عکس ها از آقای محمد احمدی

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

روزهای آخر اسفند است و شهرزاد پیغام گذاشته که اخرین پست سال را فراموش نکنم..  جای خوشحالی ست که این وبلاگ همچنان مخاطب دارد بغل

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh