L'horizon imprenable

من مریضت شدم  ...

تاریخها را گم میکنم... فقط یادم هست که این را باد از من میدزدید .. و جمله هایم به دست موشهای کوری که بر واژه هایم پرسه میزنند ، جویده می شد ...

من مریضت شدم زیر بارون..

باران بی گناه بود.. من خیلی وقت بود تنها بودم...حتی قبل از تولدم  .... فقط خواستم همه چیز را گردنِ عشق انداخته باشم ..

من ...

باران نمی بارد .. پس به چه بهانه ای مریض میشوم ؟

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

فکر کنم نباید وقتی دلخورم اینجا بنویسم..  باید به جای نفرین به تاریکی یک شمع روشن کرد .. به هر حال حتما برای خیلیها پیش می آید .. با اینکه از زشتی این اتفاق که به نوعی سو استفاده از نام و اعتبار کسی ست ، کم نمی کند..اما بیا جریان را از این نقطه ببینیم.از این نقطه ! ... امیدوارم بتوانم درست اطلاع رسانی کنم، تا آن دسته از همکاران موزیسین که در ابتدای راه هستند و آشنایی چندانی با شرایط همکاری ما ندارند ، به دام این افراد سودجو نیفتند ..

...

خودخواهی ست اگر اینروزها تنها به فکر مشکلات خودت باشی..

راستی رنگ من و تو را از سطح شهر جمع کرده اند.. رنگی که هر لحظه در عمق بغض و نگاه ما تکثیر میشود..

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

ناچارم به خاطر سو استفاده های مکرری که از اسمم میشه اقدام کنم ...من از پارسال ترانه ای واگذار نکردم.. و همکاریهای قبلیم هم مشخص بوده غالبا ...  به جز اینجا و صفحه ی فیس بوک تریبونی ندارم که اعلام کنم " من مدتهاست کاری واگذار نمیکنم ((به هیچ وجه)) خواهش میکنم فریب افراد فرصت طلب رو نخورید..." اما ظاهرا بی فایده ست....

اگر از طریق سایتهای کذایی که ادعا میکنند در رابطه با واگذاری ترانه با ما در ارتباط هستند ... یا از هر طریق دیگری ترانه ای با نام من دریافت کردید ، خواهش میکنم از طریق ایمیلی که در گوشه وبلاگم قرار داره، منو در جریان بگذارید چون برای پیگیری قانونی احتیاج به مدارک بیشتری دارم

با تشکر از همه همراهان

نوشته شده در جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 

تو را چه سود

فخر به فلک بر

فروختن

هنگامی که

هر غبار ِ راه ِ لعنت شده

نفرین ات می کند؟؟؟

تو را چه سود از باغ و درخت

که با یاس ها

به داس سخن گفته ای !

...

باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد ،

که مادران ِ سیاه پوش

داغ داران ِ زیباترین فرزندان ِ آفتاب و باد

هنوز از سجاده ها

سر بر نگرفته اند !

ا. بامداد

____________________________

همونطور که مستحضر هستید ، به دلایل مشکلاتی که در فضای مجازی  دامنگیر ماست  ، در سالهای اخیر در هیچ وبلاگی حتی با نام مستعار یا مخفف ، کامنتی قرار ندادم.. خواهش میکنم اگر به مورد مشابه بر خوردید، حذفش کنید .. و مطلع باشید تمام مطالب رو از طریق وبلاگم اعلام میکنم. حتی تبریک و تشکر.

ممنونم از همراهان عزیزم.

نوشته شده در یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh