L'horizon imprenable

من تو رو اشتباهی گرفتم!

 با کسی که همه زندگیمه ! ...

با کسی که مثِ یه نوازش 

 توی آرامش ِ من   سهیمه ...

.

من تو رو اشتباهی گرفتم ..

توی اون کوچه های مه آلود..

حال ِ من مثلِ تصویر ِ برکه ..

 لحظه ی کوچ ِ مرغابیا بود....

.

من مریضت شدم زیر ِ بارون...

رفتن و  از کی آغاز کردی ؟

مشتمو باز کردم  ببینیــم !

 مثل ِ پروانه پرواز کردی !

.

من تو رو اشتباهی گرفتم ..

مثل یه شاخه از صخره ای سرد

که نجاتم نداد از سقوط و ..

هی ترک خورد و.. زخمی ترم کرد...

___________

.

*این بخشهایی بود از ترانه ی " من تو رو اشتباهی گرفتم" از آلبوم

یک اتفاق خوب از سعید مدرس

*از نیلوفر و ملودی بی خبرم..

 مجله را با بی میلی میگیرم .. قبل از هر کاری به شکل لوله می پیچانمش ! تا ژست زرد روی جلد در خیابان در نگاه عابران معذبم نکند.. __ نمیدانم چرا وحشت دارم از متهم شدن به سطحی نگری و هر قضاوتی که راجع به کج سلیقگی ام باشد... ___

هوا تاریک است.. سوار تاکسی میشوم.. راننده دنبال چیزی میگردد .. دقایقی چراغ را روشن میکند.. فرصتی پیدا میکنم چند خط از مطلب نیلوفر را میخوانم .. بغل دستی شاید کنجکاو میشود.. سرش را برمیگرداند نگاهی می اندازد و بعد انگار که سوژه ی خاص و نام آشنایی در آن صفحه نظرش را جلب نکرده باشد با بی تفاوتی رو بر میگرداند... چراغ خاموش میشود.. مجله را می بندم.. و دعا میکنم برای شماره ی بعد یادداشتت را برسانی..

* ترجمه ی شهرزاد  http://www.spanish.blogsky.com/1388/11/

*گاهی حقیقتا دلم میخواهد بخش نظرات باز میشد ..

نوشته شده در یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 

         *  از نیلوفر برای نیلوفر :

        www.melodyy.blogfa.com/post-22.aspx

نوشته شده در شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

خطی کشیده اند به بلندای تاریخ

و تو هر لحظه از زندگی ات 

انتخاب میکنی کدام طرف ایستاده باشی

نمی توانی بگویی حواسم نبود

درگیر بودم.. نفهمیدم.. نشنیدم.. نبودم..

زیرا حتی سکوت هم یک انتخاب است..

..

خطی کشیده اند به بلندای تاریخ....

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh