L'horizon imprenable


یک کار جدید روی ملودی نوشتم که البته هنوز کامل نشده..عاشقانه ی شاده!! قول دادم تا جمعه کاملش کنم.. کلی کار ترجمه هنوز مونده .. امشب باید ترانه ای که برات مِسِج کردم و برای ملودی بخونم.. دوتایی تصمیم گرفتیم کارو خودمون تموم کنیم... الوبرگر م که تا هفته ی دیگه نمیتونم بیام.... راستی امروز از یه دیوار پر از برگ زرد و نارنجی عکس گرفتم غصه میخورم که وقت ندارم نقاشیش کنم.........

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٤ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|



اونروز به استاد گفتم از بين نقاشياتون اون منظره ي خزون و بيشتر دوست دارم..
گفت چرا همه ي بهاريا عاشق پائيزن؟؟ ياد تو افتادم!
نمي دونم استاد به ياد كي بود!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٤ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

سلام به همه ی دوستان نادیده
نمیدونم چرا هرکاری میکنم نمیتونم وبلاگ رو ببندم


اینجا رو دوست دارم !

در بدترین شرایط روحیم بودم که مروارید اینجارو برام ساخت و گفت بنویس تا آروم شی....
وقتی مینویسم حس میکنم هستم!
من اصلا از وقتی نوشتم متولد شدم!

از وقتیکه اینجا گل من گلی شد کمتر برای خودم نوشتم .. دلم برای قالبی که مروارید روز اول برام انتخاب کرده بود تنگ شده...

بخش کامنتها حذف شد تا نویسنده و خواننده خودم باشم..« یکی تنهائیمو برده!»

ممنونم از محبت همه ی دوستان..




دور باطل

چرخیدی و هنوز سر جای اولی !!
ذکری جهنمی!

یک مادر دگر زیر سئوال ، رفت!
کودک حرام بود
عقرب ، نه کیمیا!!
دستان قابله لرزید و خون چکید!

اینجا که شغل دخترکان روسبیگریست...
بی جرم می زنند و
باکره اعدام میکنند...
بی خود نبود که شک در دلت نمرد!

من حکم میدهم !
اینبار قاضیم :
((حتما خدا نخواست!))
از حکم راضیم
َتق َتق ! کلام ختم!


چی شد نصیب تو؟
کفش کریستال؟
انگور زرد هم رفت از کف شغال!

زنجیر پاره کردی و
تسبیح پاره شد!!
هر مهره ی دلم
در گوشه ای خزید
دیگر نمیشود این مهره ها ردیف
این کینه ها خفیف
دیگر نمی شود........

نوشته شده در شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٤ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|



رابطه ها تغییر میکنن...
اطرافیان عوض میشن..
آدمها .. ابزار .. پول .. شرایط

تنها چیزی که همیشه در زندگیم ثابت می مونه خداست..

مهره های اطرافم رو خودش می چینه.. پله هارو خودش روبه رو م میذاره.. گاهی پنجره هارو می بنده .. گاهی دریا رو باز میکنه....گاهی به تقلای من اهمیت نمیده..یا طلب نکرده رویائی که ندیدم و برآورده میکنه..

اینجا ست ! همینجا.. قبل از اینکه صداش کنم هست ......

نوشته شده در شنبه ٧ آبان ۱۳۸٤ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh