L'horizon imprenable


"من از تو حرف می زنم
شب عاشقانه میشود
تورا ادامه می دهم
همین ترانه میشود............."



Muse
Unintended

 


You could be my unintended
Choice to live my life extended
You could be the one I'll always love
You could be the one who listens to my deepest inquisitions
You could be the one I'll always love

I'll be there as soon as I can
But I'm busy mending broken pieces of the life I had before

First there was the one who challenged
All my dreams and all my balance
She could never be as good as you

You could be my unintended
Choice to live my life extended
You should be the one I'll always love

I'll be there as soon as I can
But I'm busy mending broken pieces of the life I had before

I'll be there as soon as I can
But I'm busy mending broken pieces of the life I had before

Before you










این ترانه مربوط به آهنگ میوز هست که روش ترانه نوشتم ..

نوشته شده در شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٤ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|




گل نیلوفر تنها و غمگینم
گلوم می سوزه باز از بغض سنگینم
تو این بارون و مه تو این شبه پاییز
تو برکه عکس چشمات و نمی بینم

پی چشمای تبدار تو می گردم
ببخشم! عاشقم ! دیوونگی کردم!
نگو از لحظه ی دیدار بیزاری!
که دیدم توی مشتت قاصدک داری!............

نوشته شده در دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٤ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 گاهی میشه منفی بافت !! در سوگ دزدمونا !







بازم سئوال و سیلی و سرمای سگ کشی !
بازم جذام شک!


گفتی : بخوان ، بگو:
ـــــــ خواندم ولی چه بگویم؟؟ فقط یک گزینه هست !
{ من خائنم به او!!..}

گفتی : بخوان ! بگو! برگشته آبرو!

ــــــ قدیسه ی توام!
این قبر را مجو...
دست مرا بگیر تا باورم کنی...
من دوست دارمت...
آیینه رو به رو...
این خانه زیرورو...
سوگند می خورم
سوگند آبرو........

گفتی : دروغگو!!!!! .. با من بخوان، بگو .. من خائنم به عشق.. در دستهای او


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کشتم تو را
که اتللوی دیگر نسازمت!
این آخر تمام سیاهای پاپتی ست !

در چشمهای من
روزی هزار بار
تکرار صحنه صحنه ی عشق کثیف توست

توچنگ میزنی!
من بغض میکنم!
لبخند می زنی!

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٤ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

سهراب میگه واژه را باید شست .. جور دیگر باید دید..

نمیدونم چرا از بین این همه واژه ای که میشه بهشون قشنگتر نگاه کرد ! کسی دلش برای مشکی سوخته و میخواد ثابت کنه که اونقدر مشکی رو عربده خواهد زد تا زمانی برسه که لباس عروس رو هم به مدد کوششهای خستگی ناپذیر شبانه روزیش ، مشکی کنه!!و این افتخار رو برای خودش تا ابد نگه داره که یک جامعه ی افسرده رو یک قدم به سمت پوچی هل داده!

مشکی مکروهه! نه تنها در دین ما بلکه همجا در تمام فرهنگها شب و خفاش و اشباح پلید رو سیاه میبینن!! رنگ عشق شاید سرخ ، سبز ، آبی ، صورتی ،سفید یا هر رنگی باشه ولی سیاه ! رنگ تن سایه ست!رنگ آ‎غوش گور و دامن قبرستونه!رنگ خرماست و یادآور تلخی سوگواری..نه شیرینی عشق و وصال! مشکی رنگ مرگه!چرا به ذهن جامعه تزریق میشه که عشقت و پیرهنت و پرچمت سیاه باشه!؟



خواستم بگم کاش انقدر سیاه و تبلیغ نکنیم.

دیدم وبلاگم سیاهه! دیدم اگر یه روز با مانتوی سیاه نرم دم در موسسه باید جواب پس بدم !دیدم پیرهنم سیاهه.. عشقم سیاهه..پرچمم سیاهه............



بسه سیاه !!!!

خیلی وقته که دل من هوس بهارو کرده
چرا تو باغ نگاهت همیشه یه فصل سرده؟
قاب صورتت همیشه خالیه از گل لبخند!
ریشه ی غصه رو میشه یه روزی از صورتت کند؟؟

بسه ابر!!!! بسه کویر !!!! بسه سیاه !!!!
تو خودت رفتی و موندی ته چاه !!!!
نور فانوس می سوزونه چشماتو!!!!
دیگه مهتاب و نمی کنی نگاه !!!

خیلی وقته مثه مرداب ، ساکن و سیاه وسردی
حتی دنبال یه چشمه تو خیالت نمی گردی
پاشو خاکستر سرد و پاک کن از دلت دوباره
نذا اشکا روی گونه ت یه رد سیا بذاره !!!!

بسه ابر!!!! بسه کویر!!!! بسه سیاه!!!!
تو خودت رفتی و موندی ته چاه .............

نوشته شده در شنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٤ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|






فارسی
فردوس فردوسی!





امروز صوت تلاوت قرآن رو می شنیدم.. آیه های سوره ی بقره.. و حواسم به کارم بود.. به خودم که اومدم داشتم زمزمه ش میکردم و لذت میبردم..حاصل زحمت معلم بینش سالهای راهنمایی .. اسمش یادم نیست ولی چهره ی مهربونش از یادم نمیره که با چه حوصله ای مارو تشویق به حفظ این آیات میکرد.....

عجیب نیست؟ من از عربی بیزارم اما شنیدن قرآن آرومم میکنه!

ـــــــــــــــــــــــــــ

ما زبان متعصبی نداریم . باید به نیاکان متمدن و روشنفکرمون افتخار کنیم که چنین میراثی رو برای ما به یادگار گذاشتند. نمیدونم چندتا زبان مثل زبان ما با نگاه تبعیض! به زن و مرد نگاه نمی کنن!
هنوز به یاد دارم سال دوم از دبیرعربی شنیدم که : برای اسامی مؤنث از قاعده ی جمع غیر عاقل استفاده میکنیم!..................

عجیب هم نیست که عقاید زشت مردسالاری یک قوم روی قواعد دستورزبانشون تأثیر بذاره!


وقتی کسی به اسپانیولی بنویسه (خدای من ) یا (عشق من ) ، خواننده متوجه جنسیت نویسنده میشه ! ومثلا اگر اون ترانه ی معروف جیپسی کینگ ! رو یک خانم قرار بود اجرا کنه به جای آمور میو ! باید میگفت آمور میا!..... صفتهای مرد و زن هم شناسه های مجزا دارن... و حتی مثل انگلیسی وفرانسوی و عربی و .... وقتی کسی بگه (( او )) جنسیت رو مشخص کرده.

فرانسویها که خیلی عجیبتر! به طور مثال : شکلات ، خیار ، خورشید ، گوشت جوجه ! کانادا، سینما و... رو مذکر میگیرن ! مربا ، سیب ،موز، مصر، نقاشی ، رقص و...... رو مؤنث !واز نظر تلفظ و دیکته .. صفات مرد زن هم متفاوته!

لهجه ی ما مثل آلمانی خشن نیست.. یا مثل عربی خودنما... این به ما قابلیت یادگیری تلفظ صحیح زبانهای دیگرو میده .. فکر نمیکنم یک عرب یا یک هندی بتونه به خوبی ما انگلیسی رو ادا کنه..


زبان ما حقیقتا زیباست ، رمزآلودگیش ، شاعرانه ش کرده!

خدای ما مفرد مذکر!! نیست ! زبان ما برای خدا جنسیت تعریف نکرده برخلاف عربی و انگلیسی و.....

تو شعر عاشقانه ت مینویسی ( او) ومیدونی شعرت رو زن و مرد میتونن با حس یکسان زمزمه میکنن..

میتونی بگی ( رفتیم )......... و دم به تله ندی که آیا از خودت به احترام یاد کردی که گفتی : رفتیم!........( دونفره) مثنی!!!یا جمع بیشتر از دونفر رفتید! !عاقل بودید؟که رفتید!یا غیرعاقل! یا مست ؟ مذکر یا مؤنث!سیاه یا سفید!محرم ونامحرم! فامیل یا غریبه!


و می تونی بگی : (( این راه من بود ))
نه تعداد راه مهمه! نه جنسی که پیموده ش !
این مهمه !

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٤ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|



سلام.
به همه ی دوستان سر میزنم اما اگر احیانا کمی دیر شد بر من میبخشید.
نمی دونم این ترانه توسط چه کسی اجرا شده! مدتهاست که واگذار شده .. ولی حتی یادم نبود از آقای ابطحی بپرسم آوازه خون کی هست!


یه روز گذشته یا یه سال؟ نه واژه موند، نه حس و حال!
نمیگذرن ثانیه هام ! کاشکی نمی کردی سئوال....
گفتی کیه که شعرتو اینجوری آتیش می زنه؟؟
گفتم برو آینه بهت میگه کی تو قلب منه!
ابر چشام بهاره بود !‌ منتظر اشاره بود!
کشتی و رفتی لعنتی ! دلی که پاره پاره بود!
چرا می یآی تو خواب من دوباره دست تکون می دی؟
آره تو بردی نارفیق!!! چی رو می خوای نشون بدی!!؟؟
اونکسی که رفته منم!!! می رم و می لرزه تنم!
اگه دلم هواتو کرد!!! بال و پراشو میشکنم!!
من به دلم هر کسی رو راه نمی دم!!!! مراممه!!
تا بوده اشک و آه و درد !! دلت نسوزه کارمه!!!

قدر منو نمی دونی !!! باشه بمونه طلبت !!!
میشم یه کابوس سیاه!! می یام به خواب امشبت!!!!


آهنگ از جناب آقای ب. ابطحی.


نوشته شده در دوشنبه ٤ مهر ۱۳۸٤ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh