L'horizon imprenable






باید یاد بگیری وقتی یه حرف یافکره تازه داری،تمامه سانسورای وزارت ارشادو به جون بخری وقبل از اینکه بقیه بخوان بجنبن، به اسمه خودت ثبتش کنی.باید یاد بگیری وقتی با کسی دست میدی مواظبه نگینه انگشترت باشی!یااگرناخواسته به کسی تنه زدی قبل از اینکه معذرت بخوای،جیباتو بگردی که از پولات کم نشده باشه!و به اکراه اوری دست از بغل بیرون ...که هوا بس ناجوانمردانه سرد است!...این قانونه جنگله ،باید بدری!وگرنه میدرنت...حتما تا حالا یه چیزایی شنیدین که توی روزه روشن،خواننده وصداشو وتنظیم واهنگو دزدیدن،یه لیوان ابم روش!دزدا انقد بیشرم شدن که با افتخار اسمشونم اعلام کردن!بیشرمانه ترین کار،دزدیه اندیشه و هنره،و پستترین ادما اونایی هستن که بخوان از صداقتت سواستفاده کنن وکاری که براش وقت و انرژی و عشقتو گذاشتی رو به اسمه خودشون ثبت کنن

نوشته شده در جمعه ٢٩ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


باز کن چشمان خود را
بازگو
تو به دختر بچه ای
دل بسته ای


بچه که بودم،وقتی میخواستم با کسی دوست بشم بهش عروسکم یا مثلا بادکنکمو تعارف میکردم که اگه دوس داره باهاش بازی کنه،یادم نمی یاد چی بهش میگفتم و چی میشنیدم،فقط خوب یادمه که اینجوری با خیلیا دوست میشدم...اون زمانا همه حاضر بودن در ازای چند دقیقه بازی کردن با یه عروسکه ساده یا یه بادکنک یه عمر باهات دوس باشن


چهارده سال گذشته حالا توی دستم به جای بادکنک وعروسک دلمو گرفتم....ولی جرات نمیکنم دلمو به هر کسی تعارف کنم چون ،نه این ادما اون ادمای صادقه چهارده سال پیشن...نه دله من بازیچه ست...اینجوری نمیشه ،فردا باید برم چند تا بادکنک بخرم



راستی تو بادکنکه چه رنگی دوس داری؟

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|




هنوز عاشق بهاریم من و دل
تو که رفتی بی قراریم من ودل
گفته بودی که یه روز می یای،ولی
....فکر کنم باز سره کاریم من و دل


اگه الان بشینم، دیگه هیچ وقت نمیتونم بلند شم ..اگه الان بشینم دیگه هیچ وقت نمیرسم....

نوشته شده در یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


چند تا اسم،تو لیست یاهوت داری؟از همشون باخبری؟ چندتاشونو خیلی وقت پیش، چون دیگه روشن نمیشدن و اف نمیذاشتن،از لیستت پاک کردی؟؟


ریحانه فقط 21 سالش بود،یک هفته قبل ازاونروزی که برای ازدواج برادرش مقرر کرده بودن،تصادف کرد و مثله یه گل معصوم پرپر شد...هر وقت دلم براش تنگ میشه براش اف میذارم،میدونم که دیگه هیچوقت با چراغ روشن ان لاین نمیشه ودیگه هیچوقت جواب اف کسی رو نمیده ولی اگه اسمشو تو لیستت داری،پاکش نکن.مطمئنم ریحانه بازم هر شب میادوافاش رو چک میکنه،به خاطره همینه که شبا لیست یاهومو که باز میکنم همه جاعطر ریحان می پیچه


بعد رفتنت همیشه اومدم
اینجا که عطر نگات شناوره

گفته بودی که نکن گریه برام
قول میدم ،این دفعه بار اخره


.........روحت شاد ریحان جان @};-

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|



یه جا خوندم (عاشق واقعی تو روزی به سراغت میاد که اصلا انتظار دیدنش رو نداری...)

به خودم گفتم پس معلوم شد ایراد از کجاست!تقصیر منه که هر روز منتظرم!!

بعدشم نشستم این شعرو گفتم:

چشم بر راه تو دیگر نیستم
شعله ات را در دلم خاموش کن
شعرهایم با تو رنگ غم گرفت
گوش کن اوای غم را گوش کن



ولی دروغ گفتم چون هنوزم چشم به رام
چشم به راه اون روزی که دیگه منتظرش نباشم

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|



بعضی وقتا میدونی داری خواب می بینی ولی انقد خوابت قشنگه که وقتی مامانت صدات میکنه که بیدار شی،میگی بیدارم بیدارم...بعد پتو رو میکشی رو سرتو میپرسی:کجا بودیم؟؟!؟

بعضی وقتا میدونی که مجازات تکرار اسمش محرومیت و مرگه، ولی انقد اسمش قشنگه که میری بالای بلندترین کوه وبا حداکثر توانت صداش میکنی ومیپرسی تو ام همینقد دوسم داری؟!؟

بعضی وقتا میدونی دروغ میگه ولی انقد دروغاش قشنگه که باورش میکنی و واسه اینکه بازم گولت بزنه،لبخند میزنی ومیپرسی خوب،دیگه چی؟!؟

بعضی وقتا میدونی که دیگه هیچ وقت نمی یاد ولی انقد چشماش قشنگه که بعد اون به هیچکی نگاه نمیکنی،حتی به انعکاس تصویر خودت تو چشمای بقیه،عوضش میری جلوی پنجره و میپرسی یعنی الان کجاست؟!؟

همیشه منتظری،همیشه زود باوری،همیشه محرومی،همیشه توخواب و رؤیایی،

باش چون

هر کسی عاشق نمیشه

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

من ان چشمهای نادیده ات را

                                           نمیدانم اینسان چرا دوست دارم

ببویند دل را دهان را

                                        بدانند همه عالم  این را

                                                                          تو را دوست دارم.     

                                                                       

نوشته شده در یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh