L'horizon imprenable
به اندازه ی تو کسی نیست که بتونه غمم و کم کنه بدونه یه وقتایی لازمه که تنهام بذاره و ترکم کنه کسی نیست مثل تو با صداش بخوابمو رو ابرا بیدار شم همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم تو همونی که صدام کرد .. اسممو به یادم آورد منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد به اندازه ی تو کسی نیست که دستام به دستاش عادت کنن یه جوری کنارم نشستی همه به آرامش من حسادت کنن کسی نیست مثل تو با صداش بخوابمو رو ابرا بیدار شم همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم تو همونی که صدام کرد .. اسممو به یادم آورد منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد * ___________ با توجه به سلیقه ی اهنگساز در اجرا تغییراتی دادیم .. اصل ترانه را یادم نیست * از ترانه های قدیمی من که چند سال پیش منتشر شد با صدای سعید مدرس امروز که بیست و نهم اسفند است میتوانم با اطمینان بیشتری ادعا کنم که سال 90 را دوست داشته ام.. نه فقط به خاطر روزهای پایانی اش بلکه برای همه ی فراز و نشیب های دوستداشتنی اش به آرشیو وبلاگ که نگاه میکنم کمتر لحظاتش را اینجا ثبت کرده ام .. اما بیست هفت سالگی فوق العاده ای بود ! پر از درسهای بزرگ و آگاهی های جدید و شادیهای بزرگ و کوچک اگر قرار باشد به رسم هر ساله ی وبلاگم 90را تصویری ببینم آن تصویر آینه ی تمام قدی خواهد بود . 90 برای من آینه ای بود برای شناختن بهتر خودم برای مردم سرزمینم آرزوی سلامتی و آرامش دارم و چشم به راه سالی هستم که همه ی مارا با اتفاقات خوش غافلگیر کند :) لبخند بزن بى لبخند تو سال من نو نمى شود http://www.youtube.com/watch?v=QamqvKwuwpY دکلمه ی تقدیر _ مونا برزویی http://www.youtube.com/watch?v=2iXnU6y66ng دکلمه ی راه شمالی _ مونا برزویی از این راهرو یک نفر رد شده که عطرش همونه که تو می زنی برای به زانو در آوردنم تو از مرگ حتی جلو میزنی از این راهرو یک نفر رد شده مث ِ وقتایی که تو ناراحتی نفس میکشم با تمام وجود عجب عطر خوبی زده لعنتی صدات میکنم تا همه بشنون جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست من اونقد شکستم حس میکنم که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست یه جوری دلم تنگ میشه برات محاله بتونی تصور کنی گمونم نمیتونی حتی خودت جای خالیتو تو دلم پر کنی از این راهرو یک نفر رد شده... ____ الان ایکاش نزدیک ِ تو بودم تو این راه ِ مه آلود ِ شمالی با این آهنگ دارم دیوونه میشم ! پر از بغضم .. فقط جای تو خالی.. ما با هم تا حالا دریا نرفتیم ... از اون خونه .... از این دنیای خودخواه..... تو رو شاید یه روزی قرض کردم ! به اندازه ی یه سفر ِ کوتاه تو مغروری ... نمی ذاری بفهمم که احساست به من تغییر کرده دلت از آخرین باری که دیدی م توی آغوش ِ سردم گیر کرده ! چه خوبه پیرهن ِ منو بپوشی! بهم تکیه کنی تا خسته می شی تا بارون بند می یاد بمونی پیشم.. تو اینجوری به من وابسته میشی!! میخوام تو آینه ها بهتر از این شم! نگاه ِ من نوازشم بلد نیست! به خاطر ِ تو التماس کردم با لبهایی که خواهشم بلد نیست! میخوام محکم نگه دارمت این بار تو که باعث دلتنگیم می شی بلایی به سر خودم می یارم! که به چشمای من تسلیم میشی ! شعری که با سکوت می خوانم شنیده خواهد شد .. می دانم :) یه غریبه با من تو این خونه ست که به تـــو خیلی شباهت داره !! پیرهنی که تنشه مال توئه! جاى تــــو گوشی رو بر میداره ! همون آهنگی رو که دوست داشتی با خودش تو خلوتش می خونه ! ولی با من سرده .. با اینکه .... همه چیز و راجع بم میدونه ! منو می بوسه و بی تفاوته ! باورم نمیشه اینه سهمم !! دیگه انگار بین ما چیزى نیست ! وقتی لمسم میکنه .. می فهمم ! .. اولین بار بهش شک کردم.... وقتی دیدم که دروغم میگه !!!!!!! وقتی دیدم که به سمتش میرم... از نگاش گرم نمیشم دیگه !! یه غریبه که صداش مثل توئه ولی حرفاش مثِ حرفاى تـو نیست وقتی می شینه کنارم انگار دوس دارم بگم : نشین ! جاى تــو نیست !! ... .... این نمی تونی تو باشی! مگه نه ؟ خالیه از تــو .... فقط جسم ِ توئه! هر جا که هستی .... منو میشنوى بگو این یه سایه هم اسم توئه ! این ترانه ام را باز هم با صدای مهسای عزیز میشنوید :) امیدوارم دوست داشته باشید مونا برزویی تابستان 90 با تشکر از آقای رضا بهاری نژاد برای ثبت این تصاویر عکس گفتگویست که با موضوع بانوان ترانه سرا با مجله ی هفت نگاه داشتیم شماره یازدهم نیمه مهر 1390 با تشکر از خانم نگار حسینی گرداورنده و آقای بابک صحرایی سر دبیر این نشریه
ترانه من و صــدای شادمهـر :) بی اعتمادم کن به همه ی دنیا یا اینکه با من باش کنار ِ من.. تنها کنار ِ من تنها کنار ِ من تنها ... از اولین جمله ت .. فهمیده بودم زود ... عشقای قبل از تـو سوتفاهم بود ! اونقدر می خوامت همه باهات بد شن با حسرت هر روز از کنار ِ ما رد شن حالم عوض میشه حرف ِ تو که باشه اسم ِ تو بارونه .. عطر ِ تو همراشه اون گوشه از قلبم که مال ِ هیچکس نیست کِی با تو آروم شد ؟ اصلا مشخص نیست.. _______ جا داره تشکر کنم از آقای امیر فرشباف چون من به تنهایی نمیتونستم شادمهر رو راضی کنم بعضی از واژه ها رو تغییر بده :) با مجوز .... بی مجوز لطفا برایم یک تفنگ بگیر لازم دارم خیلی لازم دارم نزدیک میشم وقتی حواست نیست اونقد که مرزی جز لباست نیست ! از پشتِ سر چشماتو میگیرم بگو کی ام ؟ وگرنه می میرم ... نزدیک میشم وقتی حواست نیست اونقد که مرزی جز لباست نیست از پشت سر چشماتو میگیرم بگو کی ام که برگشتم !؟ بگو ! وگرنه می میرم منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست که با تموم دلتنگیش تولد ِ تو دعوت نیست ! شاید از صورت ِخستم.. از این لحن ِ غم آلودم بفهمی من کی ام امشب ! کجای زندگیت بودم ! نمیخواستم بدونی تو چرا به گریه افتادم ... اگر اصرار میکردم تو رو از دست میدادم ! . . . منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی !! منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست ! که با تمام ِ دلتنگیش ! تولد ِ تو دعوت نیست ! این ترانه ام را با اجرای مهساى عزیز ملودی آقای آوش و تنظیم آقای پیام شمس می شنوید... تقدیم به همه ى همراهان با محبتم :) منهای گل منهای حضور زنان منهای ساز ، موسیقی، عطر منهای نام علی و فاطمه خدا را در خانه خودش غریبانه یافتم اونروز عاشق میشدم انگار با همه وجود فرقی نداره جای تو کی پشت اون پنجره بود من فکر میکردم که تو دلیل این علاقه ای وقتشه برگردم ولی به زندگی واقعی وقتی تو رو می خواستم اونقدر رفتی سمت باد تا احتیاج من به تو مفهومشو از دست داد تنها که بودم ساختم اون چهره ی خیالیتو عکس تو بیشتر از خودت پر کرد جای خالیتو نیومدی دنیای من حتی شب تولدت من زندگی کردم ولی با فکر تو نه با خودت تصویری از تو ساختم اما جلوم وامیستی ثابت کنی که خود تو به اون قشنگی نیستی از ترانه های من که به تازگی منتشر شده و با صدای سعید مدرس می شنوید این پست رو از مکه نوشتم :) امیدوارم این ترانه رو دوست داشته باشید چون نگاهش به عشق تعریفیه که من امروز دارم از عشق در صورت حذف این بلاگ لطفا از طریق صفحات فیس بوکم با من همراه باشید
:)
این هم مصاحبه ى 89 من با مجله ترانه ماه برای دوستانی که لینک قبلی رو نمیتونستن باز کنن
بدبین را گوشه ى دفتر کوچکى نوشته بودم که هنوز دارمَش .... چهار سال بعد شادمهر عزیز اطلاع داد که با تغییرات اندکى ، کار را به آقای ابی سپرده امیدوارم با شنیدنش در حس من سهیم باشید :)
از اینجایی که من هستم تموم ِ شهر معلومه کنارم خیلیـا هستن .. دلم پیش ِ تــو آرومه به من بدبین نشو هرگز بگو چی بوده تقصیرم ؟ به جز آرامش و حسی که از صدات میگیرم
بدبین شدی چـرا ؟ باور نمیکنی تنهایی منو کمتر نمیکنی طوفان نشو منو یه قاصدک نکن من عاشق ِ تـوام .. یک لحظه شک نکن !
اگه دلتنگ باشی تو .. مث ِ بارون شروع میشم که با هر قطره ى اشکت منم که زیرو رو میشم همیشه ساده رنجیدی ... همیشه سخت بخشیدی تو رو میبخشم این لحظه .. شاید بازم منو دیدی !
با صدای ابراهیم حامدی ملودی شادمهر عقیلی و تنظیم محمد ناهیدی
شاید هر سال همین جمله را بنویسم
بى لبخند تو سال من نو نمى شود
عکس از آقای رضا بهارى نژاد ترانه ی جنگ را قبلا در وبلاگم نوشته ام آهنگ و اجرای این ترانه از خانم سارا علیپور هست و به تازگی در اینترنت منتشر شده
از آغوشِ امنت جدا میشدم .. پلاکِ تو از صورتم کنده شد.. دلِ من مثِ دشتی از قاصدک... سر ِ راه طوفان ... پراکنده شد.. صدای النگوم وقتِ وداع .. به دستام پیچید و تکرار شد... دوییدم که " بابا ! نبوسیدمت !"...... و انگار .. این آخرین بار شد... یه وقتایی حس میکنم تشنه ای ..... میخوام اون کویر و پر از گل کنم.. به چشمای معصوم ِمادر بگم : بذار دردو با تو تحمل کنم! به هر زخم ِ تو قلبِ مادر شکست.. هزاران دفه با تو مجروح شد .. کنارِ تو جنگید از راه ِ دور.... به جای تو ... پشتِ سرم کوه شد ... من ازجنگ چیزی ندارم بگم .. که هر سایه از جنگل و قبر کرد شقایق گذشت و فراموش شد... ولی تا ابد مادرم صبر کرد...
همیشه آدمهایی را که ظاهر زیبا و اراسته ای دارند تحسین میکنم یا زیبایی خدادادی شان را نگه داشته اند ، یا برای زیبا شدن تلاش کرده اند .. اگر باطن پلیدی داشته باشی نمیتوانی زیبایی ات را حفظ کنی چون به مرور زمان اعمالت بر روی چهره ات تاثیر می گذارد .. بی قاعده ترین و نامتناسب ترین چهره ها را هم یک نگاه مهربان ، فرشته وار می نمایاند و عقده و پلیدی حتی بت های زیبایی را هم کریه و زننده جلوه می دهد .. هیچ کس فارغ از نقص و زشتی آفریده نشده .. اما زمانه ، زمانه ای نیست که عذری برای " ماندن در زشتی و شلختگی " از کسی پذیرفتنی باشد.. اعتراف میکنم جزو گروهی هستم که دوست دارند زیبا شوند .. هیچ وقت پس انداز آنچنانی ندارم چون دوست دارم آراسته باشم .. و درآمدم در یک چشم به هم زدن صرف خریدن عطر و کفش می شود ! واقعا دارم از زیبا شدن و آراستگی و از بخشیدن آن به دنیا حرف می زنم .. البته نه از خط کش گذاری و وسواس برای همرنگ جماعت شدن .. نه ... میخواهم بگویم نگاه پر از عقده حتی با لبخند هم بد منظر است .. میخواهم بگویم آدمهایی که عطر را میشناسند دیگران را دوست دارند .. و آنهایی که رقص خوب می دانند با صدای بلندتری می خندند ... آنها که رنگهای شاد می پوشند امیدوارترند و آنها که در ظاهر و باطنشان زیبایی را می یابند می توانند آنرا تکثیر میکنند.. تیر ماه در یکی از پستها نوشته بودم لبخند زدن را حتی روی کاغذ تمرین کن.. و ایمیلهای جالبی را هم دریافت کردم ... خودم هم تمرین کردم با اینکه مالیخولیایی به نظر می رسد .. یکی از دوستانم میگوید تقریبا به جای نقطه و امضا هم دیگر " :) " می گذاری ! .. شاید باور نکنید اما من معتقدم وقتی لبخند میزنید.. تکثیر می شود کاش روزی که در می یابی که زیبایی و مهربانی تکثیر می شود دیر نباشد :) این ترانه قدیمی رو سعید مدرس ساخته و به تازگی منتشر شده، امیدوارم دوست داشته باشید یعنی الان کجاست ؟ با جمله های سرد .... تو گوش ِ من بگه " دنبال ِ من نگرد !..." یعنی الان کجاست ؟ چیکار میکنه ؟؟ کدوم ترانه مو تکرار میکنه ؟ تنها نشسته باز عکساشو می بره ؟ یا داره شامشو یخ کرده می خوره؟ یعنی الان کجاست ؟ توی کدوم مسیر ؟ این آخرین شبه ... اینو ازم نگیر یعنی الان کجاست ؟ با کی دلش خوشه ؟ یادش می یاد منو دوریش می کشه ؟ دلگیر و خسته از حرفای مردمه ؟ منو صدا زده ؟ ... یا این توهمه ؟؟ تنها نشسته باز عکساشو می بره ؟ یا داره شامشو یخ کرده می خوره !؟ یعنی الان کجاست ؟ توی کدوم مسیر ؟ این آخرین شبه ... اینو ازم نگیر
.. جهان جای عجیبی است !
اینجا هر کس شلیک می کند
خودش کشته می شود
رسول یونان انگار داشت تاریکتر میشد .. هر ماه و هر هفته م بدون ِ تو خاطره شو از حافظه م بردار هر چی سفر رفتم بدون ِ تو احساس ِ غربت می کنم بی تو میون ِ این مردم به این زودی حرفامو تنها به تو می گفتم .. چون تـو شنیدن و بلد بودی اونقدر به قلب ِ تو نزدیکم کوچیکترین تغییر و می فهمم وقتی که دیر جوابمو می دی معنی هر تاخیر و می فهمم احساس ِ غربت می کنم بی تو زندگی من بی تو کامل نیست بدون که واسم دیگه هیچ کاری وقتی دلیلش تویی مشکل نیست بگو اگه کنار ِ تو باشم از شهر ِ بی صدا نمی ترسی بگو اگه کنار ِ من باشی دیگه از ارتفاع نمی ترسی ___________ شاید این ترانه م رو شنیدید ، همین روزها پخش میشه و معرفیش میکنم
فایده ی موهای بلند تیره این است که وقتی ساعت 6 صبح می خواهی بخوابی و چشم بندت را پیدا نمیکنی یک دسته از کنار شقیقه ی راستت برداری ببری پشت گوش چپت آویزان کنی! کلی هم اضافه بیاوری! .. و آن وقت دوباره شب به اتاق بر می گردد .. می بینی ؟ برای طولانی کردن شب، لازم نیست شاعر باشی :)
از این راهرو یک نفر رد شده که عطرش همونه که تو می زنی برای به زانو در آوردنم تو از مرگ حتی جلو میزنی از این راهرو یک نفر رد شده مث ِ وقتایی که تو ناراحتی نفس میکشم با تمام وجود عجب عطر خوبی زده لعنتی صدات میکنم تا همه بشنون جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست من اونقد شکستم حس میکنم که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست یه جوری دلم تنگ میشه برات محاله بتونی تصور کنی گمونم نمیتونی حتی خودت جای خالیتو تو دلم پر کنی از این راهرو یک نفر رد شده... از ترانه های قدیمی من که واگذار شده . * :)
کنار اجساد سرد و بی تفاوت نشسته ام بگذار پیوسته بگویم .. با صدای بلند نامت را بی وقفه از تو بگویم انگار که هستی انگار که با تو حرف میزنم اگر دمی سکوت کنم از وحشت این سکوت و تنهایی و تاریکی این شب عمیق جان خواهم داد حال کسی خوب نیست ، و صداهایی که برای باران دعا میکنند بغض آسمان را نمیشکنند
گاهی دو روز گریه میکنی و بعد با کمال تعجب میبینی که هنوز زنده ای به خودت میگویی انسان موجود پوست کلفتی ست .. اگر اشکها دانه های شن بودند مهلتم تمام میشد و این جمله با آن لحن برایت تکرار می شود که " آری ، پیش از این از سر گذرانده ای ، اما هرگز بر آن فائق نیامده ای" خوشحال میشوم گفتگوی مرا که در این شماره ی ترانه ماه شماره ۴٢ منتشر شده بخوانید، ظاهرا این صفحه قرار ست از این شماره ادامه پیدا کند و پنجره ء کوچکی باشد رو به انزوای یک ترانه سرا .. حتی گوشه ای از اتاقش را هم نشان دهد !! :) یک تشکر ویژه از آقای مسعود امامی که تا پایان آسمان ریسمان بافی های من واقعا صبور ماندند :) ،،
همچنین آقایان سعید مدرس ، علی لهراسبی ، حامد عسگری برای یادداشتهایشان راجع به ترانه هایم همینطور خانم نگار حسینی عزیز و آقای داریوش شهریاری :) وقتی کوه ِ دور افتاده ای برای دور ریختن ِ فریادت نداری و گوشه ی کر و بی چراغی برای دور ریختن هق هقت .. لبخند مرا بزن که شبیه ترک برداشتن است
_ مدتها ترانه هایی را که به دستم میرسید بی کم و کاست برای شادمهر میفرستادم چون فکر میکردم کار درستی ست.. هر چه که بود بسیاری از فرستنده ها را نمیشناختم... اما میفرستادم حتی اگر اولین مشق کسی بود و دلش می خواست شادمهر نگاهی به آن بیندازد.. حتی اگر خطهای از ترانه های قبلی خودم یا روزبه بمانی در آن بود.. حتی اگر میدیدم این فردی ست که از من .... همه را می فرستادم .... سر بعضی ترانه ها به شادمهر اصرار هم میکردم...برای همین شادمهر میگوید "ترانه ی دوستات" ... حتما برداشتش این است که آدم فقط برای دوستانش این انرژی را میگذارد... گاهی بد تایپ کرده بودند... گاهی نامشان را ننوشته بودند... می نشستم و مجددا خودم تایپ میکردم.. و چه دنیایی بود اگر اینهمه دوست میشد داشت!!..... بگذریم :) شادمهر وقت زیادی برای مطالعه ی تمام ترانه ها ندارد چند وقت پیش از من خواست از میان کارها بهترین ها را انتخاب کنم و همه را نفرستم! این از عهده ی من خارج است . چون مسئولیت سختی ست.. نمیتوانم انتخاب کنم.. نمیتوانم به سلیقه ی خودم کنار بگذارم.. اگر مطلع باشید مدتهاست امیر فرشباف برای شادمهر کار میفرستد ، کارهایتان را میتوانید به این آدرس بفرستید من ضمانت میکنم که آقای فرشباف از من خیرخواه تر است :) <mr.amir.farshbaf@hotmail.com>
___________ با سلام لطفا در صورتی که کامنتی با نام من دریافت کردید حذفش کنید.. کاربر مربوطه از طریق پرشین بلاگ احتمالا از طریق آی پی که کنار کامنت وجود داره قابل پیگیری ست. با تشکر فراوان :)
__________________________ پیش ِ من ضعیف میشی ، بی تفاوتم همیشه کسی تو رابطه می بَره که وابسته نمیشه _ دیگه هیچ فرقی نداره که تو چه رنگی بپوشی واسه اونکه یادشم نیست خیلی وقتا رو به روشی _ چطوری ادامه میدی وقتی مشتاقی و من سرد؟ به نظرم منطقی نیست ... باید عشق و کنترل کرد.. _ اونی جذابه برام که دس نیافتنی بمونه فکر نمی کنم که قلبم تو رو جایی برسونه...
این ترانه م را با اجرا و آهنگ سعید مدرس میشنوید از این زنــدگی ِ خالی
منو ببــر به اون سالی... که تــو اسممو پرسیدی ... به روزی که منـــو دیدی !! _ به پله های خاموشی که با مــن رو به رو میشی یه جور زل بزن انگاری نمیشه چشم برداری !!! _ منـو بـبر به دنیامو ! به اون دستا که میخـوام و... به اون شبا که خندونم .. که تقدیرو نمیــدونـم... _ از این اشکی که می لرزه منو ببر به اون لحظه..... به اون ترانه ی شـــادی ! * که تو یاد ِ من افتادی ! _ به احساسی که درگیره به حرفی که نفســگـیـره !!!! از این دنیا که بی ذوقه منو ببر به اون موقع ! به اون موقع.... _ منو ببر به دنیامو ! به اون دستا که میخوام و... به اون شبا که خندونم .. که تقدیرو نمیدونــــم... _ از این دوری ِ طولانی منو ببر به دورانی که هر لحظه تــو اونجایی زیر ِ بارون ِ تنهایی ! منو ببر به اون حالت .. همون حرفا.... همون ساعت به کاغذ توی مشتی که..... به چشمای درشتی که .... تو چشمام خیره می مونن به من چیزی بفهمونن! _ منو ببر به دنیامو
به اون دستـا که میخوام و... به اون شبها که خندونم که تقدیرو نـمیدونــــم... به اون شبا که خندونم که تقدیرو نمیـدونــــم... نمیدونـم نمی دونم .... _
نام خودم و سارا خط خورده .. ترانه ایست که با نام مادرم (نستـرن شیرمحمـدی) واگذار کرده ام . این نسخه ی اصلی ست بدون اشاره به تغییراتی که برای اجرا انجام دادم. ملــودی : مهــرداد نـصـرتی تنظیـم : سیروان خسروی اجـرای : احسـان خواجه امیــری ___ * ترانه ی "شادی" :) اشاره ام به ترانه ی شادمهر بود.


مجموعه ی حاضر شامل 28 ترک از ترانه های منتشر شده ی من از سال 82 تا امروز است که در قالب یک آلبوم جمع آوری شده است و تمامی این آهنگها اینجا برای دانلود در دسترس شما قرار گرفته است. شاید این نخستین بار باشد ...که یک ترانه سرا به این طریق برای ارائه ی آثارش اقدام میکند و به نظرم می تواند شروعی خوبی باشد برای یافتن راههای بی واسطه تر به منظور آشنا شدن هر چه بیشتر مخاطبان با ترانه سرایان و اندیشه و آثارشان ... به هر حال خوشحالم که این جسارت را یافتم و امیدوارم با استقبال دوستان راهی که آغاز کرده ام ادامه پیدا کند . از آنجایی که ترانه گونه ی شنیداری شعرست و نه نوشتاری ، با انتشار آن به صورت کتاب موافق نیستم و در عین حال نمیخواستم نسبت به گردآوری ترانه های پراکنده ام که گاهی با نام مستعار منتشر شده اند، بی تفاوت باشم. ابتدا قصد داشتم تا زمان انتشار ترانه های" امپراتور" و " طرفدار" دست نگه دارم اما چون هر دو به تعویق افتاد، این یادگاری کوچک را در روزهای پایانی سال 90 تقدیم حضورتان میکنم امیدوارم برایتان خاطرات خوشی را تداعی کند، این حس خوب را مدیون همفکری آقای محمد پارسائیان هستم که از مدتها پیش ایده ی جمع آوری ترانه ها را به این شکل مطرح کردند و در تمام مراحل گردآوری و انتشار حامی بزرگی بودند. همچین باید تشکر کنم از زحمات بی دریغ آقای سالار پیزری برای طراحی تصاویر و آقای رضا بهاری نژاد برای عکسهای مجموعه
در هر ترانه تکه ای از وجودم را جا گذاشته ام
وقتی نیستم ترانه هایم را کنار هم بگذار
تا مرا پیدا کنی .
:) مونا برزویی
زمستان 90
____________________
لینکهای دانلود
http://irhits59.com/8933/Monaa-Borzouee---Collection-2012/
http://www.radiojavan.com/blog/2012/02/18/Lyricist-Mona-Borzouee-Releases-A-Collection-Of-Latest-Songs-Written-By-Her
http://musicbaran.org/821134-Monaa-Borzouee---Collection-2012
http://www.farskids172.com/1390/11/28/monaa-borzouee-collection-2012







هیچکس باخبر نخواهد شد
آن شبی که خدا را بگیرند
من ساکت تر از قبل هستم ..
کاری هم با سیاست ندارم
خواستم بنویسم...
هیلا ..
آخ! دیدم شجاعت ندارم!!
آخ دیدم که می ترسم از درد .. از تحقیر .. کتک... از شکنجه
پشت آن میله های شب آلود.. زیر حرفم اگر بزنم چه!!؟
نه ! من عاشقانه می نویسم
خوب شد اسم من ممنوع بود!
بنویس نقطه چین به جای مونا
بنویس نقطه چین ترسو بود
...




| Design By : Mohsen Sh |
