L'horizon imprenable

با گذر از فراز و نشیب های عاشقانه یمان

ترانه ی امپراطور را به علیرضای عزیزم تقدیم میکنم   لبخند

 

ناراحتت کردم دم ِ رفتن .. خواستم که نا امید بشی از من 

این عادلانه نیست ! میدونم ! ... ازم نپرس چطور میتونم !؟

یه کم واسه ت لازمه بی رحمی .. دلیلشو حالا نمی فهمی . .

به بغض وادارم نکن انقد .. این گریه ها باشه برای بعد !

تو قلب ِ من یه امپراطوره .. تسلیم میشه چونکه مجبوره 

برو نباید مال ِ من باشی... خواهش نکردم ! این یه دستوره ! 

نفرین به این وجدانِ بیهودم! .. ایکاش من خودخواه تر بودم

غرور ِ من این بار حق داره ... دنیا به من خیلی بدهکاره !!

سکوت یعنی مُرده فریادم .. باید تو رو از دست میدادم

از من به تو پنجره ای وا نیست.. وقتی که خوشبختیت اینجا نیست 

تو قلب ِ من یه امپراطوره !

تسلیم میشه چونکه مجبوره....

برو نباید مال ِ من باشی !

خواهش نکردم ! این یه دستوره !

 

این ترانه را باز هم به دلیل ممنوعیتم در ایران با نام مقدس مادرم (نسترن شیرمحمدی) واگذار کرده ام . ^_^

نوشته شده در یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

تو قلب من یه امپراطوره :)

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

    

 

سالها پیش .. عاشقانه ی متفاوتی نوشتم که مهجور ماند..شاید زیادی تلخ بود..ولی مسبب ملاقاتی غیر منتظره و آشنایی با مردی شد که اگرچه دنیا و کار و آسمان پروازش از من فاصله داشت اما در سیاه ترین روزهایم با آن چشمهای عزیز .. مرا به زندگی برگرداند .. کسی که از اولین جمله اش مرا وادار کرد لبخند بزنم.. اسم مرا گذاشت باران ... و مرا آنقدر زیبا دید تا با خودم آشتی ام داد .. و برخلاف تصور ما این مهر ى عمیق قرار نبود یک دوستی معمولی باقی بماند و ما چشم باز کردیم و دیدیم که عاشق همیم 

دوست دارم آرامش این تصویر دو نفره را با شما سهیم شوم و از همه ی کسانی که با من مهربانند از صمیم قلب بخواهم ..برای آرامش و دوستی و خوشحالی من و علیرضا دعا کنند 

 

با احترام و لبخند :)

مونا برزویی

 

نوشته شده در شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

تو قلب من یه امپراطوره !

ترانه ی امپراطور _ مونا برزویی

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

   

 آلبوم امپراطور به زودی منتشر میشه 

البته من فقط یک ترانه در این آلبوم دارم ( همون امپراطور) امیدوارم دوست داشته باشید ^_^

 

نوشته شده در دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

الان مامان را صدا زدم فاینال کار مهسا را بشنود.. اشک ریخت... و من بغضم را نگه داشتم 

 فکر کردم این حالی که الان من دارم تظاهرات بیرونی سبک مایه ای می طلبد !!! یاد جنفر لارنس افتادم پس نشستم یک گوشه ناخنهای کوتاهم را با لاک مشکی پوشاندم ! تا شبیه حسم و حالم باشم.. آهنگ جدید مهسا مثل نسیم سردی که در اتاقهای خالی بدود قلبم را می سوزاند.. و من این لحظه را ثبت میکنم چون تا انتشار زمان زیادی مانده ..           نمیدانم چطور باید از مهسا تشکر کنم...

آرامم مثل کسی که بخواهد داوطلبانه برای همیشه ناپدید شود !!!! :)

 

 

نوشته شده در جمعه ٢۳ فروردین ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

 

 آرزوی شخصی ندارم تا ..

             شهر ِمن  فقیر و غمگین است

 حق ندارم نا امید بشوم ! فرقِ من با گذشته ام این است 

قول میگیرم از تو با قهرت زخم ِ هیچکس را عمیق نکنی 

سال نو می شود به شرطی که 

                               خنده ات را دریغ نکنی :) 

 

 

 

خوشحالم که این وبلاگ کوچک هنوز مخاطبانی دارد

سال نود و یک برایم به سختی گذشت و همین ارزشمندش میکند.. احساس ماری را داشتم که به طور طبیعی پوست اندازی نکرده باشد و مجبور شود خودش با مشقت پوست کهنه را بدرد.. من خودم را از خودم کندم

 این من ِ جدید بسیار شکننده است ..هنوز هم پخته نیست اما انقدرها خام هم نیست

 

یاد گرفتم باید در زندگی زمین بخوری تا بفهمی چه چیز تعادلت را بر هم ریخته تا هنگام بلند شدن آنرا از خودت باز کنی.. و فرصت برای خوابیدن در خاکی که بر آن افتاده ای زیاد نیست... باید ادامه داد.. چون زمان نمی ایستد تا تو خوب ِ خوب شوی و آمادگی پیدا کنی .. هر لحظه درشکه ای .. گاری ... قطاری از این مسیر میگذرد و تو خودت را باید به موقع از وسط راه جمع کنی!!

 

مثل کسی که به زخم جراحتش که التیام یافته نگاه میکند .. در آینه مینگرم و دردی را به خاطر نمی آورم اما درسی را چرا ...

امروز روز بیست و نهم اسفند نود و یک.. در خودم آرامشی را احساس میکنم.. که اگرچه نمی دانم چقدر خواهد پایید ... اما میدانم اگر از دست رفت دوباره میشود ساختش...

برای مردمم سالی پر باران و آرامش و سلامتی آرزو دارم :)

 

 

 

 عکس ها از آقای محمد احمدی

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

روزهای آخر اسفند است و شهرزاد پیغام گذاشته که اخرین پست سال را فراموش نکنم..  جای خوشحالی ست که این وبلاگ همچنان مخاطب دارد بغل

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 

تو بالکن نشستم بیرون ِ جشن .. 
سکوتِ تو رو منعکس میکنم

میدونستی من بر خلافِ همه 
تنهایی رو تو جمـع حس میکنم؟!؟

می دونستی واسه رسیدن به تــو
 سرنوشت و دستکاری کردم خودم ؟

می دونستی که اتفاقی نبود 
هر بار از جلو چشم ِ تــو رد شدم ؟

* من عمدا دم ِ گوشت حرف میزدم
 که خم شی به سمتِ گلوی منو !

پتو رو کنار میزدم توی خواب
 تا شاید بپوشونی روی منو 

من عمدا گرفتم دستِ تو رو 
که ناخواسته به نبضم عادت کنی

خودم کاری کردم که حساس شی!
 به اطرافیانم حسادت کنی!!

پیشِ دشمنام بردمت خواستم..
ببینم که از من دفاع میکنی 

که ثابت بشه دوست داری
 منو همونقدر که ادعا میکنی!!؟

 * به عمد از این آواها کنار هم استفاده کرده ام
 میشد به راحتی با معادل های دیگر کلمات را جایگزین کرد .
من این آهنگ واژگان را پسندیدم. :) امیدوارم که بشنوید 
و دوست داشته باشید.
نوشته شده در یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

برای جلبِ اعتمادِ تــو    از همه میگذرم  .. که تنها شم

می ارزه که به خاطرت .. تو جمع   از قبل  سربه زیرتر  باشم !

همه همیشه باورم کردن .. تو شک کنی به من می ترسم*

هیچوقت از ارتفاع نترسیدم.. ولی از افتادن می ترسم

من با کسی دعوا نمیکردم .. ولی به خاطر ِ تو جنگیدم

باور نمیکنم منِ مغرور دارم به تـــو جواب پس میدم!

من قانون ِ خودمو واسه تــو حاضرم شدم بشکنم اینجوری

همیشه م به تو وفادارم  وقتایی که خیلی ازم دوری *

من به صدات انقدر معتادم! که با دو روز قهر تو می میرم

تو بدترین شرایطم باشم صدام کنی آروم میگیرم

معنیِ هر نگاتو میفهمم حتی تو یه اتاق ِ تاریکم

صدام بزن تا مطمئن باشم یادت نرفته اسم ِ کوچیکم

اون شب که روی پله ها بودیم دلم میخواست یه لحظه برگردی

واسه بغل کردنِ من باید از فرصت استفاده میکردی

از تو به اندازه ی این مدت شام دو نفره طلبکارم

من دست به هر کاری زدم واست.. چرا نمیفهمی دوسِت دارم؟

ترانه مونا برزویی

اجرای مهسا ناوی

ملودی وحید پویان

تنظیم پیام شمس

____________ جملات ستاره دار در اجرا تغییر کرده اند

 

نوشته شده در پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

سلام به همه ی دوستان با محبتم

آلبوم "طرفدار " شادمهر عقیلی منتشر شد :)

در این پست متن دو ترانه ام( " طرفدار  " و "اسمم داره یادم میره") را میخوانید تقریبا با همان تغییراتی که پس از خوانش پیدا کرده اند  :)

ترانه ی طرفدار برایم حس متفاوتی داشت.. از سال گذشته که یک ورژن از ملودیهای طرفدار لو رفت یا خیلی قبل تر .. از همان زمانی که متن ترانه دست دیگران افتاد... تا همین دیشب .. حس کسی را داشتم که بال پروازش را در مسیر باد پرپر کرده باشند و هر لحظه از فکر لمس نااهلان بلرزد ..  تکه هایی از ترانه را در ترانه هایی دیدم .. یا برداشتها و تاراجهای بی رحمانه  از خطهایی با همان واژه ها.. از همکارانی که وانمود میکنند میشود از هر ترانه ای وام گرفت.. و اگر آن ترانه "منتشر نشده باشد" هم تاثیری بر وجدانشان ندارد..... به هر حال ... :)

تا همین دیشب از خدا خواستم ترانه ی کوچکم را حفظ کند.. تا به دست مردم برسد.. :) حالا آرامم..

همه ی اینها را نوشتم تا بدانید چقدر دوستش دارم

طرفدار :

چی تو چشاته که تو رو انقد عزیز میکنه ؟

این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه !

اینکه نگات نمیکنم یعنی گرفتارِ توام !

رفتن همه .. ولی نترس! منکه طرفدار ِ تـوام

هر چی سرم شلوغ شد رو قلبِ من اثر نذاشت

بدونِ تو دنیای من انگار تماشاگر نداشت

منو نمیشه حدس زد با این غرورِ لعنتیم

هیچوقت نخواستم ببینیم تو لحظه ی ناراحتیم

میخواستم نبخشمت !!! .... یکی ازت تعریف کرد !

دیدن ِ تنهایی ِ تو منو بلاتکلیف کرد..

 بیا و معذرت بخواه !!!! از جشنی که خراب شد !

از اونکه واسه انتقامم از تو انتخاب شد !

 از  هدیه های بی جواب.. از بوسه های اشتباه *×

 از گریه های بی پناه  .. بیا و معذرت بخواه *×

  

  • ترانه سرا : مونا برزویی Lyrics: Mona Borzouee
    آهنگ : شادمهر عقیلیMusic: SHADMEHR AGHILI
    تنظیم : محمد ناهیدیArrangement: Mohammad Nahidi

___________________________

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی

حالا که عاشقت شدم تـو اعتنا نمیکنی ! *

دلتنگتر میشم ولی نشنیده میگیری منو

هنوز همه حال ِ تو رو از من فقط میپرسن و....

با اینکه با من نیستی .. دیوونه میشم از غمت

اصلا نمیخوام بشنوم که اشتبا گرفتمت !

داشتن ِ تو کوتاه بود.. اما همونم کم نبود

گذشته بودم از همه ....هیچ کس به غیر تو نبود *

حقیقت و میدونی و ازم دفاع نمیکنی...

کنار تو می میرم و تو اعتنا نمیکنی !

مردم تو رو از چشم ِمن امشب تماشا میکنن

فردا غریبه ها منو پیشِ تو پیدا میکنن !!

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری *

 به روم نیاری که چقد میخوام که از پیشم نری *

هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم *

حتی واسه ی رفتنت پیش ِ همه محکوم شدم*

نوشته شده در دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۱ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

اگه مـن عاشـق ِ دیـــــوار بودم ! ترک میخورد و یه پنجـره میشد
اگه غـــم ِ چشامـو آینـه می دید ... دلش درگیـر ِ این منظره میشد
اگه تنهائیـمـو به شب میگفتم همه شهـر و برام بیـدار میکرد
اگه با کـوه درددل میکـردم صدامـو لااقـل تکرار میکرد !
......
نشون میدی به من بی اعتنایی! تـو رو میخوام ولی به چه بهایی ؟!؟
شایـد با مهربونـی ِ زیـادم .. خودمـو اشتبـاه توضیح دادم ! . . .

اگه مـن عاشـق ِ دیـــــوار بودم ! ترک میخورد و یه پنجـره میشد
اگه غـــم ِ چشامـو آینـه می دید ... دلش درگیـر ِ این منظره میشد
اگه تنهائیـمـو به شب میگفتم همه شهـر و برام بیـدار میکرد
اگه با کـوه درددل میکـردم صدامـو لااقـل تکرار میکرد !


منم اونکه میـون ِ شب ِ تیره .. نتونست هیچکی نادیده م بگیره !!
همونکه با نگاهش به تو فهموند ، میشه مغــرور بود اما نرنجوند ..
میرم جایی که گریه م بی صـدا شه .... فراموش کردنم آسـون نباشه !
از این تقـدیـر می لرزه وجودم
مـن امتحانمو پـس داده بودم !

ملودی و اجرا مهـدی یراحـی
تنظیم خشایـار بُنـدار
ترانه مـونا برزویـی

نوشته شده در شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

 

 سراغتو میگیرم از دوستات ..

 

تو خبر نداری از این ارتباط !

 

اتاقم پر از هدیه هایی شده که جرات ندارم بیارم برات!

 

 

میدونی کیا دوستت دارن و

 

غرورت نمیذاره نزدیک شن ؟

 

میترسن که با اخم ِ بی رحم ِتو

 

جوابی بگیرن که کوچیک شن !

 

چرا حق نمیدی به من که بخوام

 

حتی با خیال ِ تو همخونه شم؟

 

وقتی سایه میندازن اون مژه هات روی صورتت ..

 پاک دیوونه شم!

 

 

تو میتونی با لمس ِ بازوی من یخ ِ قلبمو متلاشی کنی

 

اونقدر خوبی واسه زیبا شدن

 

نیازی نداری تلاشی کنی!

 

چقد دوست دارم که چشمات مث ِ یه دشت ِ پر از اسبای وحشیه

 

بهت دل سپردم مهم نیست که

 ته ماجرا سرنوشتم چیه ...

 

 

 

بر اساس ملودی آقای مهرداد نصرتی بعضی واژه ها رو تغییر دادیم

 

با اجرای آقای امید نادرزاده خواهید شنید

 

نوشته شده در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

به اندازه ی تو کسی نیست که بتونه غمم و کم کنه

بدونه یه وقتایی لازمه که تنهام بذاره و ترکم کنه

کسی نیست مثل تو با صداش بخوابمو رو ابرا بیدار شم

همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد .. اسممو به یادم آورد

منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد

 

به اندازه ی تو کسی نیست که دستام به دستاش عادت کنن

یه جوری کنارم نشستی همه به آرامش من حسادت کنن

کسی نیست مثل تو با صداش بخوابمو رو ابرا بیدار شم

همیشه بلد باشه چیزی بگه که تو اوج دلتنگی خوشحال شم

تو همونی که صدام کرد .. اسممو به یادم آورد

منو آغوشش گرفت و صد دفعه با من زمین خورد *

___________

با توجه به سلیقه ی اهنگساز در اجرا تغییراتی دادیم ..

 اصل ترانه را یادم نیست

 

* از ترانه های قدیمی من که چند سال پیش منتشر شد با صدای سعید مدرس

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

امروز که بیست و نهم اسفند است میتوانم با اطمینان بیشتری ادعا کنم که سال 90 را دوست داشته ام.. نه فقط به خاطر روزهای پایانی اش بلکه برای همه ی فراز و نشیب های دوستداشتنی اش

به آرشیو وبلاگ که نگاه میکنم کمتر لحظاتش را اینجا ثبت کرده ام .. اما بیست هفت سالگی فوق العاده ای بود ! پر از درسهای بزرگ و آگاهی های جدید و شادیهای بزرگ و کوچک

اگر قرار باشد به رسم هر ساله ی وبلاگم  90را تصویری ببینم آن تصویر آینه ی تمام قدی خواهد بود . 90 برای من آینه ای بود برای شناختن بهتر خودم

 

برای مردم سرزمینم آرزوی سلامتی و آرامش دارم

و چشم به راه سالی هستم که همه ی مارا با اتفاقات خوش غافلگیر کند :)

لبخند بزن

بى لبخند تو

سال من نو نمى شود

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 
اینهم هدیه ای که وعده داده بودم !
مجموعه ی حاضر شامل 28 ترک از ترانه های منتشر شده ی من از سال 82 تا امروز است که در قالب یک آلبوم جمع آوری شده است و تمامی این آهنگها اینجا برای دانلود در دسترس شما قرار گرفته است. شاید این نخستین بار باشد ...که یک ترانه سرا به این طریق برای ارائه ی آثارش اقدام میکند و به نظرم می تواند شروعی خوبی باشد برای یافتن راههای بی واسطه تر به منظور آشنا شدن هر چه بیشتر مخاطبان با ترانه سرایان و اندیشه و آثارشان ... به هر حال خوشحالم که این جسارت را یافتم و امیدوارم با استقبال دوستان راهی که آغاز کرده ام ادامه پیدا کند . از آنجایی که ترانه گونه ی شنیداری شعرست و نه نوشتاری ، با انتشار آن به صورت کتاب موافق نیستم و در عین حال نمیخواستم نسبت به گردآوری ترانه های پراکنده ام که گاهی با نام مستعار منتشر شده اند، بی تفاوت باشم. ابتدا قصد داشتم تا زمان انتشار ترانه های" امپراتور" و " طرفدار" دست نگه دارم اما چون هر دو به تعویق افتاد، این یادگاری کوچک را در روزهای پایانی سال 90 تقدیم حضورتان میکنم امیدوارم برایتان خاطرات خوشی را تداعی کند، این حس خوب را مدیون همفکری آقای محمد پارسائیان هستم که از مدتها پیش ایده ی جمع آوری ترانه ها را به این شکل مطرح کردند و در تمام مراحل گردآوری و انتشار حامی بزرگی بودند. همچین باید تشکر کنم از زحمات بی دریغ آقای سالار پیزری برای طراحی تصاویر و آقای رضا بهاری نژاد برای عکسهای مجموعه

در هر ترانه تکه ای از وجودم را جا گذاشته ام
وقتی نیستم ترانه هایم را کنار هم بگذار
تا مرا پیدا کنی .

:) مونا برزویی
زمستان 90
____________________
لینکهای دانلود

http://irhits59.com/8933/Monaa-Borzouee---Collection-2012/
http://www.radiojavan.com/blog/2012/02/18/Lyricist-Mona-Borzouee-Releases-A-Collection-Of-Latest-Songs-Written-By-Her

http://musicbaran.org/821134-Monaa-Borzouee---Collection-2012

http://www.farskids172.com/1390/11/28/monaa-borzouee-collection-2012
 
 
__________________
پسورد وبلاگم رو تغییر داده بودم و از دست رفته بود :))
با تشکر از مدیران محترم پرشین بلاگ .. آقایان بوترابی و شرفی
برای همکاری بی دریغ 
من به این وبلاگ عادت کردم واقعا :) دوست نداشتم از دستش بدم 
نوشته شده در شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

http://www.youtube.com/watch?v=QamqvKwuwpY

دکلمه ی تقدیر _ مونا برزویی

 

http://www.youtube.com/watch?v=2iXnU6y66ng

دکلمه ی راه شمالی _ مونا برزویی

نوشته شده در جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

از این راهرو یک نفر رد شده

که عطرش همونه که تو می زنی

برای به زانو در آوردنم

تو از مرگ حتی جلو میزنی

 از این راهرو یک نفر رد شده

مث ِ وقتایی که تو ناراحتی

نفس میکشم با تمام وجود

عجب عطر خوبی زده لعنتی

صدات میکنم تا همه بشنون

جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست

من اونقد شکستم حس میکنم

که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست

 یه جوری دلم تنگ میشه برات

محاله بتونی تصور کنی

گمونم نمیتونی حتی خودت

جای خالیتو تو دلم پر کنی

از این راهرو یک نفر رد شده...

____ 

الان ایکاش نزدیک ِ تو بودم

تو این راه ِ مه آلود ِ شمالی

با این آهنگ دارم دیوونه میشم !

پر از بغضم .. فقط جای تو خالی..

 

ما با هم تا حالا دریا نرفتیم ...

از اون خونه .... از این دنیای خودخواه.....

تو رو شاید یه روزی قرض کردم !

به اندازه ی یه سفر ِ کوتاه

 

تو مغروری ... نمی ذاری بفهمم

که احساست به من تغییر کرده

دلت از آخرین باری که دیدی م

توی آغوش ِ سردم   گیر کرده !

 

چه خوبه پیرهن ِ منو بپوشی!

بهم تکیه کنی تا خسته می شی

تا بارون بند می یاد بمونی پیشم..

تو اینجوری به من وابسته میشی!!

 

میخوام تو آینه ها بهتر از این شم!

نگاه ِ من نوازشم بلد نیست!

به خاطر ِ تو التماس کردم

با لبهایی که خواهشم بلد نیست!

 

میخوام محکم نگه دارمت این بار

تو که باعث دلتنگیم می شی

بلایی به سر خودم می یارم!

که به چشمای من تسلیم میشی !

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

شعری که با سکوت می خوانم

شنیده خواهد شد ..

می دانم

                   :)

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

 

 

یه غریبه با من تو این خونه ست

 

که به تـــو خیلی شباهت داره  !!

 

 پیرهنی که تنشه مال توئه!

 

جاى تــــو گوشی رو بر میداره !

 

همون آهنگی رو که دوست داشتی

 

با خودش تو خلوتش می خونه !

 

ولی با من سرده .. با اینکه ....

همه چیز و راجع بم میدونه !

 

منو می بوسه و بی تفاوته !

 

باورم نمیشه اینه سهمم !!

 

دیگه انگار بین ما چیزى نیست !

 

وقتی لمسم میکنه .. می فهمم !

..

اولین بار بهش شک کردم....

وقتی دیدم که دروغم میگه !!!!!!!

 

وقتی دیدم که به سمتش میرم...

از نگاش گرم نمیشم دیگه !!

 

یه غریبه که صداش مثل توئه

 

ولی حرفاش مثِ حرفاى تـو نیست

 

وقتی می شینه کنارم انگار

 

دوس دارم بگم :  نشین !  جاى تــو نیست !!

 

...

 

....

این نمی تونی تو باشی! مگه نه ؟

خالیه از تــو

.... فقط جسم ِ توئه!

هر جا که هستی

.... منو میشنوى

بگو این یه سایه

 

هم اسم توئه !

 

 

 

این ترانه ام را باز هم با صدای مهسای عزیز میشنوید :)

امیدوارم دوست داشته باشید 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 

 

مونا برزویی تابستان 90

با تشکر از آقای رضا بهاری نژاد برای ثبت این تصاویر

نوشته شده در شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

 

عکس گفتگویست که با موضوع بانوان ترانه سرا با مجله ی هفت نگاه داشتیم

شماره یازدهم نیمه مهر 1390

با تشکر از خانم نگار حسینی گرداورنده

و آقای بابک صحرایی سر دبیر این نشریه

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 

در ترانه های من می توانند جلوی بوسه ها را بگیرند

 


هیچکس باخبر نخواهد شد

 

 
آن شبی که خدا را بگیرند

 


من ساکت تر از قبل هستم ..

 


کاری هم با سیاست ندارم

 


خواستم بنویسم...
هیلا ..

 


آخ! دیدم شجاعت ندارم!!

 


آخ دیدم که می ترسم از درد .. از تحقیر .. کتک... از شکنجه

 


پشت آن میله های شب آلود.. زیر حرفم اگر بزنم چه!!؟

 


نه ! من عاشقانه می نویسم

 


خوب شد اسم من ممنوع بود!

 


بنویس نقطه چین به جای مونا

 


بنویس نقطه چین ترسو بود
...

 

نوشته شده در دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 

ترانه من و صــدای شادمهـر :)

 

 

 بی اعتمادم کن به همه ی دنیا

یا اینکه با من باش

کنار ِ من.. تنها

کنار ِ من تنها

 

کنار ِ من تنها ...

 

از اولین جمله ت ..

فهمیده بودم زود ...

عشقای قبل از تـو سوتفاهم بود !

اونقدر می خوامت همه باهات بد شن

با حسرت هر روز از کنار ِ ما رد شن

 

حالم عوض میشه

حرف ِ تو که باشه

اسم ِ تو بارونه ..

عطر ِ تو همراشه

 

اون گوشه از قلبم که مال ِ هیچکس نیست

کِی با تو آروم شد ؟

اصلا مشخص نیست..

 

_______ 

 جا داره تشکر کنم از آقای امیر فرشباف چون من به تنهایی نمیتونستم شادمهر رو راضی کنم بعضی از واژه ها رو تغییر بده :)

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

با مجوز .... بی مجوز

لطفا برایم یک تفنگ بگیر 

لازم دارم

خیلی لازم دارم  

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

  

نزدیک میشم وقتی حواست نیست 

اونقد که مرزی جز لباست نیست !

 

از پشتِ سر چشماتو میگیرم 

بگو کی ام ؟ وگرنه می میرم ...

 

نزدیک میشم وقتی حواست نیست 

اونقد که مرزی جز لباست نیست

 

از پشت سر چشماتو میگیرم 

بگو کی ام که برگشتم !؟ 

بگو !  وگرنه می میرم

 

 منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی 

شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی

 

 منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست 

که با تموم دلتنگیش تولد ِ تو دعوت نیست !

 

 شاید از صورت ِخستم.. از این لحن ِ غم آلودم 

بفهمی من کی ام امشب ! کجای زندگیت بودم !

 

نمیخواستم بدونی تو چرا به گریه افتادم ... 

اگر اصرار میکردم تو رو از دست میدادم ! . . .

 

 منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی 

شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی !!

 

 منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست ! 

که با تمام ِ دلتنگیش ! تولد ِ تو دعوت نیست !

  

این ترانه ام را

 

با اجرای مهساى عزیز

 

ملودی آقای آوش

 

و تنظیم آقای پیام شمس

 

می شنوید... تقدیم به همه ى همراهان با محبتم :)

نوشته شده در یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

 منهای گل

 منهای حضور زنان

 منهای  ساز ، موسیقی،  عطر

 منهای نام علی و فاطمه 

خدا را در خانه خودش

غریبانه یافتم

نوشته شده در جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

اونروز عاشق میشدم انگار با همه وجود

فرقی نداره جای تو کی پشت اون پنجره بود

من فکر میکردم که تو دلیل این علاقه ای

وقتشه برگردم ولی به زندگی واقعی

وقتی تو رو می خواستم اونقدر رفتی سمت باد

تا احتیاج من به تو مفهومشو از دست داد

تنها که بودم ساختم اون چهره ی خیالیتو

عکس تو بیشتر از خودت پر کرد جای خالیتو

نیومدی دنیای من حتی شب تولدت

من زندگی کردم ولی با فکر تو نه با خودت

تصویری از تو ساختم اما جلوم وامیستی

ثابت کنی که خود تو به اون قشنگی نیستی

 

 از ترانه های من که به تازگی منتشر شده و با صدای سعید مدرس می شنوید

این پست رو از مکه نوشتم  :)

امیدوارم این ترانه رو دوست داشته باشید چون نگاهش به عشق

تعریفیه که من امروز دارم از عشق

نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

در صورت حذف این بلاگ لطفا از طریق صفحات فیس بوکم با من همراه باشید

:)

این هم مصاحبه ى  89 من با مجله ترانه ماه برای دوستانی که لینک قبلی رو نمیتونستن باز کنن

  

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

بدبین را گوشه ى دفتر کوچکى نوشته بودم که هنوز دارمَش .... چهار سال بعد شادمهر عزیز اطلاع داد که با تغییرات اندکى ، کار را به آقای ابی سپرده

امیدوارم با شنیدنش در حس من سهیم باشید :)

 

از اینجایی که من هستم تموم ِ شهر معلومه

کنارم خیلیـا هستن .. دلم پیش ِ تــو آرومه

به من بدبین نشو هرگز بگو چی بوده تقصیرم ؟

به جز آرامش و حسی که از صدات میگیرم

بدبین شدی چـرا ؟ باور نمیکنی

تنهایی منو کمتر نمیکنی

طوفان نشو منو یه قاصدک نکن

من عاشق ِ تـوام .. یک لحظه شک نکن !

اگه دلتنگ باشی تو .. مث ِ بارون شروع میشم

که با هر قطره ى اشکت منم که زیرو رو میشم

همیشه ساده رنجیدی ... همیشه سخت بخشیدی

تو رو میبخشم این لحظه .. شاید بازم منو دیدی !

 

 

با صدای ابراهیم حامدی

ملودی شادمهر عقیلی

و تنظیم محمد ناهیدی

 

نوشته شده در شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|

شاید هر سال همین جمله را بنویسم 

 

لبخند بزن

بى لبخند تو

سال من نو نمى شود

 

عکس از آقای رضا بهارى نژاد

نوشته شده در جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ توسط مونا برزویی|

ترانه ی جنگ را قبلا در وبلاگم نوشته ام

آهنگ و اجرای این ترانه از خانم سارا علیپور  هست و به تازگی در اینترنت منتشر شده

  از آغوشِ امنت جدا میشدم ..

 پلاکِ تو  از صورتم کنده شد..

دلِ من مثِ دشتی  از قاصدک...

 سر ِ راه طوفان ... پراکنده شد..

صدای النگوم وقتِ وداع ..

 به دستام پیچید و تکرار شد...

دوییدم که " بابا ! نبوسیدمت !"......

 و انگار ..

این آخرین بار شد...

یه وقتایی حس میکنم تشنه ای .....

میخوام اون کویر و پر  از گل کنم..

به چشمای معصوم ِمادر بگم :

بذار دردو با تو تحمل کنم!

به هر زخم ِ تو قلبِ مادر شکست..

هزاران دفه با تو مجروح شد ..

کنارِ تو جنگید  از راه ِ دور....

به جای تو ... پشتِ سرم کوه شد ...

من  ازجنگ چیزی ندارم بگم ..

 که هر سایه  از جنگل و قبر کرد

شقایق گذشت و فراموش شد...

ولی تا ابد مادرم صبر کرد...

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط مونا برزویی|


Design By : Mohsen Sh